سنگ هم اگه بارید ، راه هم اگه دوره

سنگ هم اگه بارید ، راه هم اگه دوره
پا پس نمیذاره ، شیری که مغروره
تو راهتو میری ، تا لحظه ی آخر
کم که نیاوردی ، بت میگن اسطوره
این جاده ها هر روز ، یک جوری میپیچن
باید بری راهو ، هر طوری مقدوره
پاهای خستت رو ، عادت بده پاشن
ذهنت اگه پاشه ، پای تو مجبوره
سرباز و فرمانده ، هر دو خودت هستی
جنگیدن و موندن ، مثل یه دستوره
گاهی مسیره ما ، پر میشه از ظلمت
ظلمت نمی مونه ، در انتها نوره
ترسای بیهوده ، پاهاتو میبندن
سخت میشه بازش کرد ، وقتی گره کوره
باید بری راهو ، وقتش همین حالاست
امروزو غافل شد ، اونی که رنجوره
شاعر : حسین علی اکبری
دیدگاه ها (۰)

🤌🙏🏻... هر چقدر که بیشتر خوب باشیبیشتر از قبل اژت انتظار دارن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دست بردار ، برو ! پرسه نزن دور و برمم...

داستانِ خودکشیِ من با رفتنِ تو شروع شد...من بعد از تو هر روز...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿.دلبسته به تو بودم و غمخوار نبودیافسو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿‏━━━یخ‌ها شکست و آب شد، امّا نیامدیمن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در پیله تا به کی بر خویشتن تَنی؟پرسید...

مگه میشه انقد نشههمه چی نشهکلا برا تو نشه.💔🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط