باز لب های عطش کرده ی من

باز لب های عطش کرده ی من
لب ِسوزان تو را می جوید

می تپد قلبم و با هر تپشی
قصه ی عشق تو را می گوید
دیدگاه ها (۱۳)

عشقم از اعماق وجودم دوست دارم

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

گفتنی نیست ، اما بدون تو کماکان در من نفسی می‌رود و می‌آید ،...

،روایتِ دلی‌ست که عشق را در بودنِ یک نفر پیدا کرده؛ کسی که ...

دستت را روی قلبم بگذار... ❤️آرام، درست همان‌جا که نام تو را ...

موسیقی

⁨⁨حامد عسکری در شب غزل «سرزمین شعر»؛ وقتی عشق، شعر می‌شود و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط