Part

Part: 1
The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)


می خوام اول کار خودم‌ رو معرفی کنم من رو مون(ماه) صدا بزنید. دو ماه و نیمه که۲۳ سالم شده و من یه طراح و سازنده یک برند معروفم‌. لباس هایی رو با انگشتانم بر روی برگه خلق میکنم که بعد ها پس از دوخته شدن چشم هر کسی رو که توی فشن شوی نیو کالکشن هستن رو جذب میکنه........
خب، همه اسم من رو میدونن و مشتاق دیدن چهره ی من که خالق این طرح های شگفت انگیز هستم هستند ولی علاقه ای به دیده شدن ندارم.......
من به واسطه ی به وجود آوردن این برند یک میلیادر شدم هر چند که بودم........
فلش بک میزنم به ۷ ساله پیشم:
من دختری بودم که توی یک خانواده پولدار و با شهرت و معروفیت زیاد زندگی میکردم. پدرم یک بیزینس من و مادرم معروف ترین طراح جواهرات تو کل هستی خلقت بود. زندگیم توی عمارت خاندان لوکاسا(فامیلی ای که قرن هاست به عنوان موفق ترین خاندان در کله ایتالیا بودن) به طوری رقم خورده بود که مادر من به دنبال کسب مهارت های مختلف من در تمامیه رشته هایی همچون رزمی، هنر، زبان، درس و مدرسه بود که من هم علاقه نشون دادم و به مسابقه های مختلف و کسب مدال و نمره ی عالی که مورد نظر مادرم بودو...ادامه دادم تا زمانی که به کالج رفتم تا مقدمات حرفه ای طراحی را به نحوه احسنت یاد بگیرم........
پس از گذشت ۵ سال مدرک اتمام تحصیل را گرفتم و به آرزوی کهنم که علاقه داشتم طراحی همچون مادرم باشم با این تفاوت که من طراح لباس شدم. شرکت رسمی خودم را با اسم برند(ML) پدید آوردم و شدم یکی از موفق ترین طراح برند در جهان البته میشه گفت چون من هیچوقت به پای مادرم نمی رسم.
به این دلیل من رو به عنوان فرزند موفق خاندان لوکاسا می‌شناسن........
دیدگاه ها (۰)

Part: 2The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)بر...

Part: 3The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)بل...

چند تا پارت از فیک جدیدی که نوشتم رو آپلود میکنم.(پسسسسسسسس ...

hyun

کمپانی اییدلای یا همون سان و یونا ی سابق بعد از سه ماه عاف ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط