چرا با وجود حضرت علی (ع) حضرت فاطمه (س)
چرا با وجود حضرت علی (ع) حضرت فاطمه (س)
پشت در رفت؟
پس ماجرای شهادت حضرت زهرا افسانه ای بیش نیست
✅ پاسخ_شیعه
1⃣اولا حضرت زهرا (سلام الله علیها) پشت در نشسته بود
👈 وفاطمة علیها السلام قاعدة خلف الباب
📚 کتاب سلیم بن قیس ص 250، بحار : ج 43 ص 197
2⃣دوما حضرت زهرا (س) میدانست که نباید بدون اذن کسی وارد
خانه دیگری بشوند و این صراحتا در قرآن ذکر شده
اما آنها با بی حرمتی تمام بدون اذن وارد بیت نبوت شدند
3⃣ ثانیا هدف حضرت زهرا (س) این بود که جماعت به خاطر حرمت
دختر رسول الله از آتش زدن خانه و بی حرمتی دست بکشند
در کتب اهل سنت نوشته شده که عده ای از مردم با شنیدن
ناله ی فاطمه زهرا (س) بازگشتند:
👈 فاطمه با شنیدن سر وصدای جمعیت باصدای بلند وهمراه گریه فریاد زد: ای رسول خدا چه مصیبتهایی بعد از تو
از پسر خطاب وابو قحافه می بینیم .
گروهی با شنیدن گریه فاطمه دلشان به درد آمد و با گریه آنجا را ترک کردند، اما عمر با گروهی دیگر باقی ماندند.
📚 الإمامة والسیاسة ص12
☝ ️ اما منافقین چنان از حسد و طمع قدرت پر شده بودند
که نه رعایت خانه ی رسول الله را کردند نه حرمت دختر رسول الله
را نگه داشتند
🔴 و بعدشم روایت داریم که رسول خدا بااینکه در خانه بودند بعضی مواقع همسرانش در را باز میکردند👇 👇
عائشه به دستور رسول خدا (ص) دَر را برای علی (ع) باز کرد:
وعن جعفر بن محمد الصادق علیه السلام عن أبیه عن آبائه عن علی علیه السلام قال: کنت أنا ورسول الله صلی الله علیه وآله فی المسجد بعد أن صلی الفجر، ثم نهض ونهضت معه، وکان رسول الله صلی الله علیه وآله إذا أراد أن یتجه إلی موضع أعلمنی بذلک، وکان إذا أبطأ فی ذلک الموضع صرت إلیه لأعرف خبره، لأنه لا یتصابر قلبی علی فراقه ساعة واحدة فقال لی: أنا متجه إلی بیت عائشة، فمضی صلی الله علیه وآله ومضیت إلی بیت فاطمة الزهراء علیها السلام فلم أزل مع الحسن والحسین فأنا وهی مسروران بهما، ثم إنی نهضت وسرت إلی باب عائشة، فطرقت الباب فقالت: من هذا؟ فقلت لها: أنا علی فقالت: إن النبی راقد، فانصرفت، ثم قلت: النبی راقد وعائشة فی الدار، فرجعت وطرقت الباب فقالت لی عائشة: من هذا؟ فقلت لها: أنا علی فقالت: إن النبی صلی الله علیه وآله علی حاجة فانثنیتمستحییا من دق الباب، ووجدت فی صدری ما لا أستطیع علیه صبرا، فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنیفا، فقالت لی عائشة: من هذا؟ فقلت: أنا علی فسمعت رسول الله صلی الله علیه وآله یقول: یا عائشة افتحی له الباب، ففتحت ودخلت....
🔵 نماز صبح را با رسول خدا (ص) خواندم، با آن حضرت از مسجد بیرون آمدم، اگر جایی میرفت به من خبر میداد و هنگامی که دیر بر میگشت سراغ وی میرفتم تا مطلع شوم؛ چون دوری او را نمیتوانستم تحمل نمایم، فرمود: به خانه عائشه میروم، من نیز نزد فاطمه رفتم و در کنار حسن و حسین همه خوشحال بودیم، سپس به طرف خانه عائشه رفتم و دَر زدم، گفت: کی هستی؟ گفتم: علی، گفت: پیامبر استراحت میکند، برگشتم و دو مرتبه رفتم و دَر را کوبیدم، گفت: کیستی؟ گفتم: علی، گفت: پیامبر را کاری است، دلم تاقت نیاورد، برای دفعه سوّم دقّ الباب کردم، عائشه گفت: کیستی؟ گفتم: علی، صدای رسول خدا را شنیدم، فرمود:ای عائشه دَر را باز کن، عائشه دَر را باز کرد و من وارد شدم....
📚 الطبرسی، أبی منصور أحمد بن علی بن أبی طالب (متوفای 548هـ)، الاحتجاج، ج1، ص 292 و 293، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م.
📚 المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 38 ص 348، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م.
✅ نتیجه: یک روایت از کتابهای شیعه و یک روایت از کتابهای اهل سنت بود که به عنوان نمونه ذکر شد که در آنها رسول خدا صلی الله علیه وآله با توجه به این که خود حضرتش در خانه حضور داشت اجازه میداد تا همسرانش دَر را برای افراد نا محرم باز کنند، و این نشان میدهد که این عمل با رعایت وظایف شرعی منعی نخواهد داشت.
پشت در رفت؟
پس ماجرای شهادت حضرت زهرا افسانه ای بیش نیست
✅ پاسخ_شیعه
1⃣اولا حضرت زهرا (سلام الله علیها) پشت در نشسته بود
👈 وفاطمة علیها السلام قاعدة خلف الباب
📚 کتاب سلیم بن قیس ص 250، بحار : ج 43 ص 197
2⃣دوما حضرت زهرا (س) میدانست که نباید بدون اذن کسی وارد
خانه دیگری بشوند و این صراحتا در قرآن ذکر شده
اما آنها با بی حرمتی تمام بدون اذن وارد بیت نبوت شدند
3⃣ ثانیا هدف حضرت زهرا (س) این بود که جماعت به خاطر حرمت
دختر رسول الله از آتش زدن خانه و بی حرمتی دست بکشند
در کتب اهل سنت نوشته شده که عده ای از مردم با شنیدن
ناله ی فاطمه زهرا (س) بازگشتند:
👈 فاطمه با شنیدن سر وصدای جمعیت باصدای بلند وهمراه گریه فریاد زد: ای رسول خدا چه مصیبتهایی بعد از تو
از پسر خطاب وابو قحافه می بینیم .
گروهی با شنیدن گریه فاطمه دلشان به درد آمد و با گریه آنجا را ترک کردند، اما عمر با گروهی دیگر باقی ماندند.
📚 الإمامة والسیاسة ص12
☝ ️ اما منافقین چنان از حسد و طمع قدرت پر شده بودند
که نه رعایت خانه ی رسول الله را کردند نه حرمت دختر رسول الله
را نگه داشتند
🔴 و بعدشم روایت داریم که رسول خدا بااینکه در خانه بودند بعضی مواقع همسرانش در را باز میکردند👇 👇
عائشه به دستور رسول خدا (ص) دَر را برای علی (ع) باز کرد:
وعن جعفر بن محمد الصادق علیه السلام عن أبیه عن آبائه عن علی علیه السلام قال: کنت أنا ورسول الله صلی الله علیه وآله فی المسجد بعد أن صلی الفجر، ثم نهض ونهضت معه، وکان رسول الله صلی الله علیه وآله إذا أراد أن یتجه إلی موضع أعلمنی بذلک، وکان إذا أبطأ فی ذلک الموضع صرت إلیه لأعرف خبره، لأنه لا یتصابر قلبی علی فراقه ساعة واحدة فقال لی: أنا متجه إلی بیت عائشة، فمضی صلی الله علیه وآله ومضیت إلی بیت فاطمة الزهراء علیها السلام فلم أزل مع الحسن والحسین فأنا وهی مسروران بهما، ثم إنی نهضت وسرت إلی باب عائشة، فطرقت الباب فقالت: من هذا؟ فقلت لها: أنا علی فقالت: إن النبی راقد، فانصرفت، ثم قلت: النبی راقد وعائشة فی الدار، فرجعت وطرقت الباب فقالت لی عائشة: من هذا؟ فقلت لها: أنا علی فقالت: إن النبی صلی الله علیه وآله علی حاجة فانثنیتمستحییا من دق الباب، ووجدت فی صدری ما لا أستطیع علیه صبرا، فرجعت مسرعا فدققت الباب دقا عنیفا، فقالت لی عائشة: من هذا؟ فقلت: أنا علی فسمعت رسول الله صلی الله علیه وآله یقول: یا عائشة افتحی له الباب، ففتحت ودخلت....
🔵 نماز صبح را با رسول خدا (ص) خواندم، با آن حضرت از مسجد بیرون آمدم، اگر جایی میرفت به من خبر میداد و هنگامی که دیر بر میگشت سراغ وی میرفتم تا مطلع شوم؛ چون دوری او را نمیتوانستم تحمل نمایم، فرمود: به خانه عائشه میروم، من نیز نزد فاطمه رفتم و در کنار حسن و حسین همه خوشحال بودیم، سپس به طرف خانه عائشه رفتم و دَر زدم، گفت: کی هستی؟ گفتم: علی، گفت: پیامبر استراحت میکند، برگشتم و دو مرتبه رفتم و دَر را کوبیدم، گفت: کیستی؟ گفتم: علی، گفت: پیامبر را کاری است، دلم تاقت نیاورد، برای دفعه سوّم دقّ الباب کردم، عائشه گفت: کیستی؟ گفتم: علی، صدای رسول خدا را شنیدم، فرمود:ای عائشه دَر را باز کن، عائشه دَر را باز کرد و من وارد شدم....
📚 الطبرسی، أبی منصور أحمد بن علی بن أبی طالب (متوفای 548هـ)، الاحتجاج، ج1، ص 292 و 293، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م.
📚 المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 38 ص 348، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م.
✅ نتیجه: یک روایت از کتابهای شیعه و یک روایت از کتابهای اهل سنت بود که به عنوان نمونه ذکر شد که در آنها رسول خدا صلی الله علیه وآله با توجه به این که خود حضرتش در خانه حضور داشت اجازه میداد تا همسرانش دَر را برای افراد نا محرم باز کنند، و این نشان میدهد که این عمل با رعایت وظایف شرعی منعی نخواهد داشت.
- ۴.۳k
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط