ماه من!

ماه من!

ازخیالم که میگذری
خواستنت
چون پاره ابری کوچک
دردلم چکه میکند
وعاشقانه ای
ازپنجره دستانم
به نجوای باران سرک می‌کشد
دستانم رادایره واردوردلت حلقه میکنم

عزیزدلم!

مبادافکرکنی داستان اسارت ست
این حکایت را به"زیاد خواستنت" تعبیرکن .
دیدگاه ها (۳)

ماه من!ازخیالم که میگذری خواستنتچون پاره ابری کوچک ...

ماه من!ازخیالم که میگذری خواستنت چون پاره ابری کوچک دردلم ...

ماه من!ازخیالم که میگذری خواستنت چون پاره ابری کوچک دردلم ...

ماه من!ازخیالم که میگذری خواستنت چون پاره ابری کوچک دردلم ...

ماه من!ازخیالم که میگذری خواستنت چون پاره ابری کوچک دردلم چک...

.ماه من!ازخیالم که میگذری خواستنت چون پاره ابری کوچک دردلم چ...

صبر کن عشق که شکل گرفت لب ، قلب ، چشم ، گویا می شود و ذهن...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط