آرزو می کردم

آرزو می کردم
تو را
در روزگاری دیگر می دیدم
در روزگاری که گنجشکان حاکم بودند
پریان دریایی
شاعران
کودکان
و یا دیوانگان
آرزو می کردم
که تو از آن من بودی
در روزگاری که بر گل ستم نبود
بر شعر
بر نی
و بر لطافت زنان
اما افسوس
دیر رسیده ایم
ما گل عشق را می کاویم
در روزگاری
که عشق را نمی شناسد!
#نزار_قبانی #عشق
دیدگاه ها (۱)

بگذار برایت چای بریزمامروز به ‌شکل غریبی خوبیصدایت نقشی زیبا...

لالا گل بادوم بخواب آروم بخواب آرومبخواب آروم گل پونه دنیا ا...

وحشت از عشق که نه !ترس ما فاصله هاستوحشت از غصه که نه !ترس م...

سلام دوستان خوبم ظهر پنجشنبه هفتم مرداد ماهتون بخیر و زیبا 👈...

پارت ششم _________[* " *]_________پروانه های درونمون⭐️.ویوی ...

ان لبخند پریسا که نبض حیات من بود محو شد چشمانش نمیخندید جدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط