دور از نوازش های دست مهربانت

دور از نوازش های دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت راز دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۱)

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

در این میان، برخی سلول‌به‌سلولِ وجودشان از بیت‌المال تغذیه ش...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» منشورِ قدرتِ بهرام محمدی(مهندسِ معماریِ ...

من زندگی کردن را یاد گرفته ام ...برای یک زندگیِ خوب ، نباید ...

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم یه روز زیبا ودیدنی تو سفر

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. کشتی نگاهش،...

دکترینِ بهرام محمدیتبیینِ حَدّ نقد، مهارِ هتاکی و صیانت از ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط