شب تولدم
شب تولدم
پارت 16
ات: باشه
ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتیم پسرا هم با کلی رفتن تو حیاط نشستن پول سرم رو حساب کردیم و رفتیم داخل
جونگ کوک: ات برو رو تخت دراز بکش تا بیاد سرم بزنه بهت
ات: قهری الان؟
جونگ کوک: نه
ات: پس من قهرم پرنسس از دهنت افتاده
جونگ کوک:(خنده) برو روتخت دراز بکش بچه (دستشو میگیره)
ات: دست به من نزن (ناراحت)
جونگ کوک: اتم پرنســس.....
دکتر: چیکاره بیمارین
جونگ کوک: اممم من دوستشونم
ات: دوستمی؟
جونگ کوک: اسمت تو شناسنامم نیس(اروم)
ات: شوهرمه
دکتر او(تعجب) اقای جئون بیرون تشریف داشته باشین سرم وصل کردم میتونید بیاید داخل
جونگ کوک: بله
دکتر: ممنون
راوی: دکتر سرم ات رو وصل کرد و از اتاق بیرون رفت
دکتر: اقای جئون میتونید برید داخل ولی خانم لی ات گفتن که بهتون بگم نرین
جونگ کوک: اوم (در اتاق رو باز میکنه و میره داخل)
جونگ کوک: پرنسس
ات: مگه نگفتم نیا (اشک ریختن)
جونگ کوک: گریه نکن قشنگم
ات: درد داشت
جونگ کوک: الهی در عوضش خوب میشی
ات:اوم
جونگ کوک: خوابت نمیاد؟
ات: نه
جونگ کوک: خوبه چون بعدش قراره بریم خونه و فیلممونو ببینیم
ات: جونگ کوک اون فیلیمی که جیمین اورده رو دیدم هزار بار و یحیحیحی
جونگ کوک: چی واقعا پس دیدن داره
ات: اع جونگ کوک (اخم)
جونگ کوک: خب چیه مگه
ات: هیچی یکم بده برا که شلوغ ببینیم
جونگ کوک: نه خوبه
ات: عیی
جونگ کوک: تموم شد بزار بگم دکتر بیاد بکنه
جونگ کوک: دکتررر لطفا بیاید اینو جدا کنید
دکتر: چشم
5 مین بعد
ویو کوک:
با ات رفتیم داخل حیاط بیمارستان پسرا رو و کلی رو پیدا کردیم و رفتیم خونه
جونگ کوک: برین لباس راحتی بپوشین بیاین ادامه فیلمو ببینیم
تهیونگ: اوکی
جونگ کوک: ات قشنگم پرنسسم بریم بالا لباستو عوض کن
ات: بریم
ویو ات:
با جونگ کوک رفتیم داخل اتاقمون در کمدم رو باز کردم که زا لباس عروس مواجه شدم کنارش دقیقا همون دامن مشکیه و قرمزه بود اشک تو چشام جمع شد در کمد رو بستم برگشتم جونگ کوک رو تخت نشسته بود
جونگ کوک: چیشد
ات: ینی بازم شبی میاد که این لباسو بپوشم
جونگ کوک: خداااا قشنگم اره که میاد هرشب که بخوای میتونی بپوشیش
ات: اوم(اشکاشو پاک میکنه)
برگشتم سمت کمد از پایین یه دست لباس راحتی برداشتم و رفتم داخل حموم عوض کردم و اومدم بیرون
ات: بریم پایین
جونگ کوک: بریم
رفتیم پایین و نشستیم روی مبل داشتیم ادامه فیلمو میدیدیم کهرسید به جای خوبش
جیمین: نه من اینو همینجوری زدم اینجوری نگام نکنین
همه به جیمین نگاه میکردن
ات: من بهت گفتم که جونگ کوک
جونگ کوک: صبر کن ببینم جیمین این فیلمو دیده تو با اجازه کی این فیلمو دیدی بچه
ات: اصلا به من چه جیمین جمعش کن خودت
جیمین: جونگ کوک نه ات ندیده من بهش گفتم اینجوریه فیلم خب ات الان من چی بگم ضایع بازیه
ات: جیمیننننننننننن تا 3 میشمارم فرار کن وگرنه بدجوری میزنمت
جونگ کوک: بشین بچه (دست اتو میگیره)
جیمین: خب اصلا اره فیلمو ات دیده به منم معرفی کرده حالا که اینطور بیا خانم جئون ات
ات: لی ات میزنمتا
جیمین: اخی درد نداره زدنای تو
ات: اع پس میام میزنمت
جیمین: بیا
جونگ کوک: ات بشین دیگه اشکال نداره (دست اتو میکشه)
ات: باشه(میشینه کنار جونگ کوک)
جونگ کوک: جیمین جان من توم بشین
جیمین: چشم اقای جئون جونگ کوک
ات: جونگ کوک: ناراحتی؟
جونگ کوک: نه ناراحت نیستم...
میدونستم ناراحته و نشون نمیده وقتی حرف میزد چشام روی لباش قفل شد هیچی نمیشنیدم فقط سعی میکردم بوسش نکنم ات بوسش نکن بوسش نکن بوسش نکن.......
پارت 16
ات: باشه
ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتیم پسرا هم با کلی رفتن تو حیاط نشستن پول سرم رو حساب کردیم و رفتیم داخل
جونگ کوک: ات برو رو تخت دراز بکش تا بیاد سرم بزنه بهت
ات: قهری الان؟
جونگ کوک: نه
ات: پس من قهرم پرنسس از دهنت افتاده
جونگ کوک:(خنده) برو روتخت دراز بکش بچه (دستشو میگیره)
ات: دست به من نزن (ناراحت)
جونگ کوک: اتم پرنســس.....
دکتر: چیکاره بیمارین
جونگ کوک: اممم من دوستشونم
ات: دوستمی؟
جونگ کوک: اسمت تو شناسنامم نیس(اروم)
ات: شوهرمه
دکتر او(تعجب) اقای جئون بیرون تشریف داشته باشین سرم وصل کردم میتونید بیاید داخل
جونگ کوک: بله
دکتر: ممنون
راوی: دکتر سرم ات رو وصل کرد و از اتاق بیرون رفت
دکتر: اقای جئون میتونید برید داخل ولی خانم لی ات گفتن که بهتون بگم نرین
جونگ کوک: اوم (در اتاق رو باز میکنه و میره داخل)
جونگ کوک: پرنسس
ات: مگه نگفتم نیا (اشک ریختن)
جونگ کوک: گریه نکن قشنگم
ات: درد داشت
جونگ کوک: الهی در عوضش خوب میشی
ات:اوم
جونگ کوک: خوابت نمیاد؟
ات: نه
جونگ کوک: خوبه چون بعدش قراره بریم خونه و فیلممونو ببینیم
ات: جونگ کوک اون فیلیمی که جیمین اورده رو دیدم هزار بار و یحیحیحی
جونگ کوک: چی واقعا پس دیدن داره
ات: اع جونگ کوک (اخم)
جونگ کوک: خب چیه مگه
ات: هیچی یکم بده برا که شلوغ ببینیم
جونگ کوک: نه خوبه
ات: عیی
جونگ کوک: تموم شد بزار بگم دکتر بیاد بکنه
جونگ کوک: دکتررر لطفا بیاید اینو جدا کنید
دکتر: چشم
5 مین بعد
ویو کوک:
با ات رفتیم داخل حیاط بیمارستان پسرا رو و کلی رو پیدا کردیم و رفتیم خونه
جونگ کوک: برین لباس راحتی بپوشین بیاین ادامه فیلمو ببینیم
تهیونگ: اوکی
جونگ کوک: ات قشنگم پرنسسم بریم بالا لباستو عوض کن
ات: بریم
ویو ات:
با جونگ کوک رفتیم داخل اتاقمون در کمدم رو باز کردم که زا لباس عروس مواجه شدم کنارش دقیقا همون دامن مشکیه و قرمزه بود اشک تو چشام جمع شد در کمد رو بستم برگشتم جونگ کوک رو تخت نشسته بود
جونگ کوک: چیشد
ات: ینی بازم شبی میاد که این لباسو بپوشم
جونگ کوک: خداااا قشنگم اره که میاد هرشب که بخوای میتونی بپوشیش
ات: اوم(اشکاشو پاک میکنه)
برگشتم سمت کمد از پایین یه دست لباس راحتی برداشتم و رفتم داخل حموم عوض کردم و اومدم بیرون
ات: بریم پایین
جونگ کوک: بریم
رفتیم پایین و نشستیم روی مبل داشتیم ادامه فیلمو میدیدیم کهرسید به جای خوبش
جیمین: نه من اینو همینجوری زدم اینجوری نگام نکنین
همه به جیمین نگاه میکردن
ات: من بهت گفتم که جونگ کوک
جونگ کوک: صبر کن ببینم جیمین این فیلمو دیده تو با اجازه کی این فیلمو دیدی بچه
ات: اصلا به من چه جیمین جمعش کن خودت
جیمین: جونگ کوک نه ات ندیده من بهش گفتم اینجوریه فیلم خب ات الان من چی بگم ضایع بازیه
ات: جیمیننننننننننن تا 3 میشمارم فرار کن وگرنه بدجوری میزنمت
جونگ کوک: بشین بچه (دست اتو میگیره)
جیمین: خب اصلا اره فیلمو ات دیده به منم معرفی کرده حالا که اینطور بیا خانم جئون ات
ات: لی ات میزنمتا
جیمین: اخی درد نداره زدنای تو
ات: اع پس میام میزنمت
جیمین: بیا
جونگ کوک: ات بشین دیگه اشکال نداره (دست اتو میکشه)
ات: باشه(میشینه کنار جونگ کوک)
جونگ کوک: جیمین جان من توم بشین
جیمین: چشم اقای جئون جونگ کوک
ات: جونگ کوک: ناراحتی؟
جونگ کوک: نه ناراحت نیستم...
میدونستم ناراحته و نشون نمیده وقتی حرف میزد چشام روی لباش قفل شد هیچی نمیشنیدم فقط سعی میکردم بوسش نکنم ات بوسش نکن بوسش نکن بوسش نکن.......
- ۴۰.۰k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط