من عابر خیابان بی کسی ام

من، عابر خیابان بی کسی ام.
که از وحشتِ تنهایی خود،
فریاد می زند !
دیدگاه ها (۱)

تو وقت شناس ترین من بودی با یک دلی و خلوص مطلقرو به چشم هایت...

امروزعجیب هوای آغوش داشتم؛می خواستم که گم شوم در بازوانیکه م...

اینجا گمــانم عشق را با گریه درمانمی کنند ‎‌‌‌

«انتخاب» جبری است برای انسان هامثل تکان دادن دُمبرای سگ هادچ...

وطن یک جغرافیای ساکن نیستوطن یک تصویر ساکت نیستوطن گاهی کوله...

از تو فروردینی ترهیچ کسی نیست!حتی بهار همبه خاطر توجوانه می ...

ادم ها همه دلتنگ می شوندیکی دلتنگیش را فریاد می زندیکی از دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط