میروم تا در میخانه کمی مست کنم

میروم تا در میخانه کمی مست کنم
جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم
بی خیال همه کس باشم و دریا باشم
دائم الخمرترین آدم دنیا باشم ......
آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود
برود هر که دلش خواست شکایت بکند
"شهر باید به من و مستی ام عادت بکند
دیدگاه ها (۵۰)

ساقیا ته استکان هایت نمیگیرد مرالطف کن از دور بعدی پیک لیوان...

I can be myself with himPart⁵³تهیونگ با حالت مستی،جلوی در وا...

اعتماد پارت|۱۵۸|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط