خــــــــــدایا…

خــــــــــدایا…
غرورم را شڪستم…
نجابتم ڪہ نشڪست…
شڪست؟
اشڪهایم ریخت…
حیایم ڪہ نریخت…
ریخت؟
گفتم دوســـــ♥تت دارم…
دوستی ڪہ
نخواستم…
خواستم؟
خواستم….
در دلم میخواندمش
میخواستمش…
تا ابد…
هرزگی ڪہ نڪردم…ڪردم؟

چیزے درونم منجمد شد…
او ڪہ ندید…
دید؟
هق هق ها را ڪہ
نشنید…
شنید؟
خواستم بداند و
به حرمت غرور شڪسته
سڪوت ڪند…
فقط خــــــــــواند….
..فقط دیـــــد…
فقط رفـــــــت
دیدگاه ها (۱)

ذهن را درگیر با عشقی مجازی کرد و رفت با دل آشفته ی من، خوب ب...

آنقــــــــــــــدر در خیالم دلبسته ات شده ام که تنهاییم را ...

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ ؟ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﻗﻬﺮﻡ ....!ﻫﯿﭻ ﻫﻢ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﮑﻦ ﺁﺷﺘﯽ ﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﯾ...

ﻣﺮﮔﺒﺎﺭﺗﺮﯾﻦ ﺟﺪﺍﻝ ﺟﺪﺍﻝ ﻣﯿﺎﻥ “ ﺩﻟﺘﻨﮕے” ﻭ “ ﻏﺮﻭﺭ” ﺍﺳﺖ !ﻭقتے “ﺩل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط