به سلامت رفتم!

به سلامت رفتم!
زدیاری که مردم آن شهر
زردی صورتم را
سبب بوسه شیرین من
از سرخی لبهای تو میدانستند
و مرا میراندند
آنها نمیدانستند که اگر دانه برفی بنشیند
به سرم
یا اگر بلرزد نفسم من تو را می طلبم
و تو نمیدانستی
که اگر دلم پاره شود
با قره یک چشم عوام من تو را میخواهم
و تو از من طلبی میکردی
و منم فاعل آن کار شدم
به سلامت رفتم!
من این شعر رو نوشتم نظرتون چیه؟
خواهشا نظر تونو بدین
دیدگاه ها (۱)

امام حسن الزکی عسكرى عليه السلام:لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُ...

امام صادق عليه السلام:إنَّ خَيرَ ما وَرَّثَ الآباءُ لأِبنائِ...

سکوت آدمابوی دلخوری میدهپرحرفیشون بوی دلتنگی...

دستمال که هیچ کل زندگیم زیردرخت آلبالو گم شده...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿قصدم نشستن بود، اما کنارت نه چشم انتظ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو کجایی؟در گستره ی بی مرز این جهانتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط