سینه ای سوخته در

سینه ای سوخته در
حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پرده رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره آورد سفر دارم
ای مایه عمر...؟

فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

جزء الذی لایتجزی

کپشن 🙏👇اینکه یک گناه در جامعه رواج فراوانی داشته باشد دلیل ب...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

فیک : بین راندها

آوای شب پارت ۳۰ ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آم...

قسمت بیست و پنجم:صدای بسته شدن در آمد.کای چند ثانیه صبر کرد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط