نمي دانم كه راه من كجاست،راه را گم كرده ام .

نمي دانم كه راه من كجاست،راه را گم كرده ام .
در ميان شعله هاي گرم،و در وسط ميدانم.
راه را نمي بينم،شعله ها چهره غم در آنهاست.
شعله مي بينم فقط،شعله ها را .
چشمم فقط مي ديد گرما را.
چشمهايم را بستم،در خيالم رفتم .
آخ خيالم گرم است،آه داغ است .
قطره اشكي روي آن مي ريزم.
تا كه شايد بگذرد اين گرما.
در عمق خيالم رفتم.من خدا را ديدم،من خدا هم دارم.

باز كردم چهره بسته به غم .
باز كردم چشم بسته به گرم .
راه را مي ديدم،در كنار من بود.
چهره ها خنديدند،چهره ها خندانند.
دیدگاه ها (۱۱)

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ¹ | پارتـ ¹🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 50 "" ویو پارک آنجلینا...

★彡   Part 11 彡★ داخل خونه، اتاق ها و حتی سرویس های بهداشتی ه...

Part ¹¹اسلاید 2 : دستکش بوکس های جونگکوکویو لیلیپشت دیوار وا...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

KIM V

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط