مے شود باز بگویند ڪہ بے تقصیرند

مے شود باز بگویند ڪہ بے تقصیرند
جمعہ هایے ڪہ بدون تو چنین دلگیرند

باز در گوش زمان، ثانیہ ها مے گفتند
خسته از چرخش این عقربہ هاے پیرند

#اللہم_عجل_لولیڪ_الفرج
دیدگاه ها (۱)

نذر ڪردم تا بیایے هرچہ دارم مال توچشم هاے خستہ پر انتظارم مـ...

باز بے خورشید مانده آسمان #جمعہ_هابر لب آمد از فراقت باز جان...

آقا چه شد که روی تو در آفتاب سوخت؟هر وقت خورد بر لب خشک تو آ...

یوسف #ڪنعان من، ڪنعان شعرم پیر شدباز آے از #مصر باور ڪن ڪہ د...

باز هم این دل دیوانه تو را می خواهد دل بشڪسته ز دست تو عطا م...

از دلم خبر دارے..؟همان دلِ بی‌قرار ڪـه بهانه‌ے تو را میڪَیرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط