در صبح روز عاشورا، امام ياران خود را به دو دسته تقسيم كرد
در صبح روز عاشورا، امام ياران خود را به دو دسته تقسيم كرد كه شامل سى نفر سواره نظام و چهل نفر پياده نظام بود. امام فرماندهى ميمنه سپاه را به «زهير بن قين» و ميسره سپاه را به «حبيب بن مظاهر» سپرد و پرچم را به برادر خود عباس عليهالسلام كه از همه شجاعتر بود، داد...
امام حسين عليهالسلام به دليل نقش حساس عباس عليهالسلام در رويارويى با دشمنان به ايشان اجازه مبارزه و جنگ نمىدادند؛ زيرا چه بسا شهادت ايشان به دليل دارا بودن نقش پرچمدارى مىتوانست ضربه جبران ناپذيرى به روحيه سپاه باشد. از اين رو، وقتى ابوالفضل العباس عليهالسلام با ديدن شهادت ياران امام و تنهايى او، اجازه جنگ مىخواهد، امام به او مىفرمايد: «يا اَخى أَنْتَ صاحِبُ لِوائى وَ اِذا مَضَيْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرى؛ اى برادر! تو پرچمدار من هستى. اگر تو از دست بروى، سپاه من پراكنده مىشود.»
نگاشتهاند هنگامى كه اسيران كربلا را به شهر شام بردند، در ميان وسائل غارت شده از شهيدان كربلا، پرچمى بود كه در اثر ضربات شمشير و نيزه، آسيب ديده بود. وسائل را پيش روى يزيد نهادند. يزيد پرچم مذكور را برداشت و به دقت بدان نگريست و پرسيد: اين پرچم در دست چه كسى بوده است؟ گفتند: عباس بن على عليهماالسلام . آنگاه با تعجب و شگفتى ايستاد و به حاضران گفت: «به اين پرچم خوب بنگريد. ببينيد كه بر اثر ضربههاى پيكار گران جاى سالمى بر آن نمانده است، ولى جايى كه در دست پرچمدار قرار داشته، سالم است.»
اين سخن كنايه از اين بود كه پرچمدار ضربههاى تيغ و شمشيرى كه بر دستش فرود مىآمده، تحمل كرده، ولى پرچم را رها نمىكرده است.
امام حسين عليهالسلام به دليل نقش حساس عباس عليهالسلام در رويارويى با دشمنان به ايشان اجازه مبارزه و جنگ نمىدادند؛ زيرا چه بسا شهادت ايشان به دليل دارا بودن نقش پرچمدارى مىتوانست ضربه جبران ناپذيرى به روحيه سپاه باشد. از اين رو، وقتى ابوالفضل العباس عليهالسلام با ديدن شهادت ياران امام و تنهايى او، اجازه جنگ مىخواهد، امام به او مىفرمايد: «يا اَخى أَنْتَ صاحِبُ لِوائى وَ اِذا مَضَيْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرى؛ اى برادر! تو پرچمدار من هستى. اگر تو از دست بروى، سپاه من پراكنده مىشود.»
نگاشتهاند هنگامى كه اسيران كربلا را به شهر شام بردند، در ميان وسائل غارت شده از شهيدان كربلا، پرچمى بود كه در اثر ضربات شمشير و نيزه، آسيب ديده بود. وسائل را پيش روى يزيد نهادند. يزيد پرچم مذكور را برداشت و به دقت بدان نگريست و پرسيد: اين پرچم در دست چه كسى بوده است؟ گفتند: عباس بن على عليهماالسلام . آنگاه با تعجب و شگفتى ايستاد و به حاضران گفت: «به اين پرچم خوب بنگريد. ببينيد كه بر اثر ضربههاى پيكار گران جاى سالمى بر آن نمانده است، ولى جايى كه در دست پرچمدار قرار داشته، سالم است.»
اين سخن كنايه از اين بود كه پرچمدار ضربههاى تيغ و شمشيرى كه بر دستش فرود مىآمده، تحمل كرده، ولى پرچم را رها نمىكرده است.
- ۲۸۹
- ۲۱ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط