از دستهایِ گرمِ تو ...

از دستهایِ گرمِ تو ...
سخن ها خواهم گفت
غمِ نان اگر بگذارد !
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۷)

و جاودانگیرازش را با تو در میان نهاد... #احمد_شاملو

خسته از عمری زمستانمبهارم می شوی..؟!! #معصومه_صابر

خواب دیدم ما را بُریدند و به کارخانه‌ی چوب بری بردند!آن که ع...

دستانت آشتی استو دوستانی که یاری می‌دهندتا دشمنیاز یادبرده ش...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

عاشقانه

بعد از جنگ، با چوب دستم انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط