من عصرها را با تو

من عصـرها را با تو
عـاشـقی کـردم❤️
من فصل ها را با تو
به بار نشستم ؛
حالا هی اردیبهشـت،
با بهارنارنجش طنازی کند؛
که چه ...؟!
دیدگاه ها (۰)

به "صبــح" می اندیشم☀️به طلوعی کهاز بام چشمان تـوست‌.😍بـه آف...

از خواب چو برخیـزم ،اول تـو به یاد آیـی☺️

او گلـی را به سینـه مـن کاشـت🌸که بهارش خزان نخواهدداشت.😍

لبخنـد اردیبهشـت 🌸روی لب‌های تـوسـت،تو که میخندی برایمزمین چ...

ادیت خودمه جهنم سینگلی فصل پنجخیلی گناه داشت دلم براش کباب ش...

بانو کیم جنیا تا حالا 2 بار سفیر شدهاونقدر زیر نظر کمپانی ه...

حالا تو هی برو دروغ بگو، فحش بده و... بعد فکر کن خدای گنگ بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط