P

P28🍯





4:00 p.m//





جیمین«با احساس سنگینی روی گردنم از خواب بیدار شدم که دیدم لارا سرشو گذاشته رو گردنم و محکم بغلم کرده از حالت خوابیدنش خندم گرفت بوسه ی روی لپش گذاشتم و از بغلم جداش کردم و بدنشو روی تخت صاف کردم و بلند شدم رفتم تو اتاق لارا و یه لباس خیلی خوشگل که تازه براش گرفته بودم و خودش نه دیده بود نه پوشیده بود چون قایمش کرده بودم رو برداشتم و بردم اتاق خودم بعدش رفتم سر کمد خودم و یه کت و شلوار شیک کرمی برداشتم و پوشیدم بعد یه کفش مشکی چرم و ساعت لوکس ستش رو پوشیدم و موهامو یکمی حالت دادم و عطر مورد علاقمو زدم بعد از اینکه ادامه شده خودم تموم شد رفتم پیش لارا و اروم صداش کردم و موهاشو نوازش کردم





-لارا لارا جان بابایی{موهاشو نوازش میکنه}
&اوم بله
-فرشته کوچولو چشمای خوشگلت باز کن
&بله{چشماشو باز میکنه و خابالو زل میزنه به جیمین}
-دخترم بلند شو دیگه بسه خوابیدن
&بابا
-جان دلم
& شما جایی میرین؟
-چطور
&اخه خیلی خوشتیپ شدین اولین باره که شما رو با کت و شلوار میبینم
-بلند شو عزیزم بگم
&چشم{از رو تخت بلند میشه}
-آفرین حالا برو دست و صورتتو بشور تا خوابت بپره
& باشه
-اومدی
&اوم
-قشنگم بیا این لباسو بگیر برو تو حموم بپوش
&وای این چقدر خوشگله این کجا بود بابا
-تازه برات گرفتم دخترم حالا برو بپوش
& چشم
.
.
.
.
.
.



&اومدم بابایی چطور شدم
-وایی لارا خیلی خوشگل شدی دخترم{محکم بغلش میکنه}
&ممنون
-خوب بیا بشین رو پاهام میخوام موهاتو شونه کنم
&{نشست رو پاهاش} شما هنوزم نمیخواین بگین کجا قراره بریم
-فعلا نه{شروع میکنه به شونه کردن موهاش}
& باشه
-دخترم میخوای موهاتو ببافم یا باز بمونه
&نه باز باشه
-باشه عزیزم پس وایسا جلوی موهاتو یه کوچولو ببافم که نره تو چشات اهان خوب تموم شد ببین دوست داری
&وای اره خیلی خوب شد ممنونم
-وایسا این گل سرم بزنم اهان الان شدی پرنسس بابایی
&{لبخند}
-خوب قشنگم وایسا این شنلم تنت کنم اونجا سردت نشه خوب اهان بریم بابایی{دستسو گرفت و رفتن پایین تو ماشین}
&بابا خوب کجا میریم
-دختر قشنگم عجله نکن
&هوف اما من نمیتونم صبر کنم
-چرا میتونی
&خوب حداقل بگین دوره یا نزدیک
-دور
&پس میشه تا اون موقع بخوابم؟
-خوابت میاد پرنسس{دستشو نوازش میکنه و میبوسه}
&نه زیاد اما نمیدونم چیکار کنم
-پس بزار اهنگ بزارم خوب آهان تا تو به اینا گوش بدی رسیدیم اونجا
&باشه






ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

P29🍯-خوب فرشته کوچولو رسیدیم {از ماشین پیاده شد و درو برای ل...

خوب کیوتام اماده هستین برای پارت جدبد فیکم؟بلاخره بعد از مدت...

P27🍯&اوم خیلی خوشمزه شده-نوش جونت&بابا شما نمیخورین-نه دخترم...

P25🍯-معلومه که نه لارا جان& آخه امشب{حرفشو جیمین قطع کرد}-دخ...

P17🍯جیمین« تقریبا دیگه صبح شده بود ساعت پنج صبح بود من از دی...

P17🍯جیمین« تقریبا دیگه صبح شده بود ساعت پنج صبح بود من از دی...

اما من که کاری نکردم 🥺 {طابع قوانین ویسگون}-قربونت برم بهتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط