همه چیز داشت خوب پیش میرفت؛

همه چیز داشت خوب پیش میرفت؛
صبح هایمان با هم
به خیر میشد،
شب هایمان به خوش؛
همه چیز داشت خوب پیش میرفت،
تا اینکه فهمیدیم
بدون هم
زنده میمانیم،
و همین فهمیدن پر حقیقت
شد
بدترین کابوسه عاشقانه هایمان...
دیدگاه ها (۳)

یادت باشه : زنـدگی کـوتـاهه ...صادقانه عاشق باش وخالصانه رفت...

🌾 نگاهت شهر آشوب وصدایت ، شور ِ شهنازی ...تو با تصنیف چشما...

خواستم بگویم این صبح ها بدون تو... هیچ بگذریم...ولی راستش دل...

صبح سحر بیداری ات را، دوست دارم!حس قشنگ یاری ات را، دوست دار...

✨یک شب پر از آرامش💫یک دل شـاد و بی غصه✨یک زندگی آروم و عاشقا...

🌸☀️ صبحتون بخیر و پر از آرامش 🌷💖امیدوارم این یکشنبه، آغاز لب...

فرم عضویت در کمپانی نویسندگی جوهرِ سرخ۱. نام یا لقب نویسندگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط