عشق شیرین

عشق شیرین
پارت9
یهو گوشیم زنگ خورد اون پدرم بود

پدر:الو دخترم

سوجین:الو پدر سلام

پدر:دخترم خواهرت کجاس چر گوشیشو جواب نمیده

سوجین:اون داره کیک درس میکنه حتما حواسش نبوده

پدر:اهااا دخترم خواسم بگم من یکم دیر تر میام اینجا کارا بهم ریخته معلوم نیس کی بیام

سوجین:هوممم باش اشکال نداره من خودم حواسم ب ریوجین هس

پدر:هههه کوچولو کیوت
خب دیگ من باید برم ب خواهرت بگو زنگ زدم

سوجین:باش خدافز

پدر:خدافز

قط کردم و شروع کردم ب کشیدن صورت جونگ وو آخه اون قیافه جذابی داشت برای همین اونو کشیدم............... تموم شد واقعا قشنگ شده بود

ریوجین:سوجیننننننننن

سوجین:هاااااااااااااا

ریوجین:بدو بیااااااااا کیک امادستتتتتت

سوجین:اومدممممممممم

رفتم پایین

سوجین:هومممممم عجب بویی
خب ی لحظه وایسا من برم کاپوچینو درس کنم با اون بخوریم

ریوجین:باش برو

رفتمو کاپوچینو رو آماده کردم ک بخوریم و خلاصه خوردیم

سوجین:دستت درد نکنه عالی بود

ریوجین:هوم باش خودم میدونیم

سوجین:ایشششش پر رو
راستی بابا گفت بت بگم خیلی زنگت زده و ت برنداشتی میگ ک دیر تر میاد

ریوجین:هوم باش

گوشی ریوجین زنگ خورد

ریوجین:اوم باز باباعه

سوجین:خب جواب بده دیگ

ریوجین:الو پدر

پدر:الو دخترم سلام کجا بودی؟

ریوجین:ببخشید تو آشپزخونه بودم

پدر: خب باش ی پرونده تو اتاق من گذاشته اون رو بردار الان آقای کیم(یکی از کارکنان شرکت) میاد بده بش

ریوجین:خیلی خب باش

قط کرد

ریوجین:پدر میگ ی پرونده تو اتاقشه بدو برو بیارش

سوجین:خیلی خب

رفتم تو اتاق پدر خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا

توی کشو ها دنبال همون پرونده میگشتم پیدا نکردم رفتم کشوهای میز آرایشی مامان رو گشتم ک عکس ی دختر بچه رو دیدم ولی اون من نبودم حتی شبیه ریوجین هم نبود پس کی بود نگهش داشتم و نزاشم سر جاش
پرونده رو پیدا کردم و دادم ب ریوجین

آقای کیم اومد و پرونده رو گرفت و برد ولی اون دختر بچه ذهن منو درگیر کرده بود
دیدگاه ها (۱)

عشق شیرینپارت10آقای کیم اومد و پرونده رو گرفت و برد ولی اون ...

عشق شیرینپارت11جی وو زنگ زد ب جونگ وو ولی جواب ندادجی وو:جوا...

عشق شیرینپارت8رفتم تو کلاس دیدم مینجی پیش جونگ ننشسته واقعا ...

عشق شیرینپارت7با صدای تخمی آلارم گوشیم بیدار شدم و مث همیشه ...

Love you پارت سوم&عاها-هومم«سوجین تو دلش میگ باهات مهربون تر...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:68اشک هام بی اختیار شروع کرد ...

Love you پارت ششم!نمیزارین بگم ک-بگو دیگ بدو!پلیسا جای یکی ا...

Love you پارت اولعلامت ها -سوجین +سوا @ اجوما &کوک #تهیونگ-ا...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

تلاش میکنم برارروزی ک ب ارزوی ک از بچگی داشتم برسم تلاش میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط