کسوف

پارت ۲ ‌برخوردِ دو سارق
شب همان روز، میزوکی (در لباس مخصوصِ «پژواک») روی سقف موزه‌ی شهر ایستاده بود. باد در موهایش می‌پیچید. او به سمت الماسِ «اشکِ ماه» یورش برد، اما ناگهان سایه‌ای را کنار خودش دید. یک سارق دیگر! کسی که با لباسی تمام‌مشکی و ماسکی مدرن، دقیقاً هم‌زمان با او دستش را به سمت الماس دراز کرده بود.
آن‌ها در یک لحظه به هم نگاه کردند. سارقِ نقاب‌دار (کایتو که حالا «شبنم یخ‌زده» بود) ماسکش را کمی بالا زد، چشم‌های آبی‌اش در تاریکی می‌درخسید. او با صدای آرام و شوخ‌طبعی همیشگی‌اش گفت: «اووه! پس رقیبِ من، همون دخترِ لجبازِ کلاسِ ریاضیه؟»
میزوکی شوکه شد: «کایتو؟! تو… تو  ی دزدی؟!»
کایتو نیشخندی زد و در حالی که الماس را از دست
او می‌قاپید، گفت: «من خیلی چیزها هستم، میزوکی. ولی الان… فعلاً برنده منم!»
بعد از آن شب، آن دو مدام در مسیرِ سرقت‌ها به پستِ هم می‌خوردند. کایتو همیشه سعی می‌کرد با رفتارهای کلافه‌کننده اما شیرینش (مثل کشیدن لپ‌های میزوکی حتی وقتی ماسک داشتند، یا بوسیدنِ ناگهانی گونه‌اش وسطِ یک ماموریتِ خطرناک!) حواسِ او را پرت کند. کم‌کم این رقابت تبدیل به نوعی بازیِ موش و گربه شد که نتیجه‌اش عاشق شدنِ بی‌بروبرگردِ هر دوی اون‌ها بود.
دیدگاه ها (۱)

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

شیپ ساسوکه و ناروتو

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

نمیبخشمت p.23

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

SHATTERED GUARD

معجزه زندگی )پارت بیست و نه با ناراحتی زل زد به تخت سفید رنگ...

دریاقلی سورانی در سال ۱۳۲۴ در روستای یانچشمه در نزدیکی سد زا...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط