يكي از زهاد را بيماري عارض شد. شخصي به عيادت او رفت و او

يكي از زهاد را بيماري عارض شد. شخصي به عيادت او رفت و او را شادمان ديد و زبانش را به شكر و ثنا متذكر يافت.
گفت: مي خواهي كه خداي تعالي تو را شفا دهد؟
گفت: نه.
گفت: مي خواهي به وضع بيماري بماني؟
گفت: نه.
گفت: پس چه مي خواهي؟
گفت: آن را مي خواهم كه خدا مي خواهد.
دیدگاه ها (۱۶)

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

📖 یک درس آموز (و غافلگیرکننده!)موتور شخصی دزدیده شد، اما فرد...

عارف بالله میرزا اسماعیل دولابی(رضوان الله علیه ) : خداوند م...

عارف بالله میرزا اسماعیل دولابی(رضوان الله علیه ) : خداوند م...

🔺 پدر، عشق و پسرمتن و دستخط رهبر شهید انقلاب اسلامی که در تا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :محاسبات غلط : تکبر - خو...

_خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام و قدرت نور امام زمان عجل الل...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط