قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر است

قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر است
کاغذ و دفتر و دیوان، همه ، رام پدر است

واژه ها در سر من با هیجان می رقصند
شعرهم مست شده،تشنه ی جام پدر است

امشب انگار که شب جلوه ی دیگر دارد
روشنی بخش شبم ، ماه تمام پدر است

می کنم سجده به پایش ، قدم لرزانش
قبله ام کج شده و ، سمت مقام پدر است

می زنم بوسه به دستان پر از احساسش
بوسه هایم همگی بوسه ز کام پدر است

در هوای نفسش شوق پریدن دارم
همچنان مرغ دلم بر لب بام پدر است

پند و اندرز پدر حک شده در ریشه ی من
چونکه یک معجزه در متن کلام پدر است

روز و شب زجر کشیده که من آرام شوم
جان نثاری ز خودش خط مرام پدر است

باز هم نام پدر آمد و خون جوش آمد
قلم آرام نشو ، شعر به نام پدر است
دیدگاه ها (۲۸)

آره لاف زدی فقط دیگه حرفشو نزن نبودی اصلا ماله این حرفابه سر...

درسی به من آموخته ای یادم هست..بیهوده نباید به کسی دل را ...

💞 مخـ✿ـاطب خاص مـ✾ـن♡خـ✿ـاص بودن خاصـ✾ـیت 💞 توست♡ تـ...

دارو و دوستهر دودرد راتسکین می‌دهنداما دوستنه قیمت دارد ونه ...

داستان عاشقانه جدید

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۸ | اتاق مخفی— کجا؟هانا هنوز به ک...

......//برده ی زیبا//......

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

34pلارا در حالی که قلبش مثل طبل در سینه می‌کوبید، با لکنت گف...

قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر استکاغذ و دفتر و دیوان، همه...

قلمم حوصله کن ، شعر به نام پدر استکاغذ و دفتر و دیوان، همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط