وقتی تو

وقتی تو
دست من و
ثانیه ها را می گیری
چشم هایم را می بندم؛
یک نوک پا 
به دیدن خدا می روم
ناغافل صورتش را می بوسم
و آرام به گوشش می گویم:
چه خوب که حواست نبود و
این مرد من را روی زمین
برای من
جا گذاشتی..... 😍
دیدگاه ها (۴)

دوست داشتنت باران است نه از آنهایی کهصاعقه و رعد و برقش تو ر...

اگر یک روز آلزایمر گرفتمنگران نباشفقط روبه رویم بایستو یک لب...

مثل صدایی که از نوار کاست ها ته ذهنمون مونده...مثل مزه ی انگ...

لعنتی را دوست دارم💋 مثل یک استکان چای کمر باریکنزدیکش که میش...

سلامممم به همگی چطورین؟امیدوارم همطون حالتون خوب باشه خیله خ...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

(سایه های خونی) part ۱۴/دانای کل ___مردی جلوی دیدش را گرفت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط