چرا نمیخوای بفهمی

چرا نمیخوای بفهمی
من محتاجت نبودم
"من دوست داشتم"...
تنها نبودم
دورم پرِ آدم بود اما تورو خواستم
توروخواستم چون
"من دوست داشتم"....
میتونستم لبخندایِ زیادی رو داشته باشم
اما اخمایِ تورو انتخاب کردم، آخه
"من دوست داشتم"....
هیچوقت نخواستم ازت بالا برم، بالا بکشم خودمو
نردبون و پله نبودی که عزیزِ من
اگر دورُ برت پلکیدم و هوات شد هوایِ نفس کشیدنم
فقط واسه این بود که
"من دوست داشتم"....
نبضِ حیات، اگه کشیده شدم تو بیراهه یِ راهت
اگه پیچیدم به دست و پایِ زندگیت و بی محلیاتُ به جون خریدم
نه محتاجِ توجه بودم، نه زندگیم خالی بود از آدم نه چشمم گرسنه یِ قشنگیات
من اگه سمتت کشیده شدم، اگه تو شعرام پلِکیدی
فقط دلیلش این بوده که
"من دوست داشتم"...
آره روانی
آره دیوونه
من دوست داشتم که اینهمه منتظرت بودم
که این همه طعنه یِ خلق و جفایِ فلک وجور رقیب به جون خریدم بلکه یارِ موافقم بشی...
چرا نمیخوای بفهمی
من دوست داشتم که انقدر دوییدم دنبال بودنت، اینهمه جنگیدم پایِ کشوندنت تو زندگیم
من محتاجت نیستم
محتاجت نبودم
من
فقط
"عاشقت بودم"
همین...
دیدگاه ها (۱)

گر بگویم با خیالت تا کجاها رفته ام مردمان این زمانه سنگسارم ...

پشت "نبودنت" هایتقایم میشوممن،از "من بی تو" میترسم...!

هولناک!مانند عکسِ کسی که می خندداما سالها پیش ، مرده است...

همیشه "نگاه من" به آمدنِ توست این‌کهمال من باشی خیالم راحت ا...

سناریو توکیو ریونجرز

My bloody love پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط