شیدو:خب آمادهای که خورد بشی؟ ا.ت:من برای خورد شدن اینجا
شیدو:خب آمادهای که خورد بشی؟ ا.ت:من برای خورد شدن اینجا نیومدم. شیدو:او حرفای قلمبه سلمبه میزنی،کوچولو. ا.ت:(از شنیدن کلمه کوچولو عصبانی شدم ولی چیزی نگفتم و رفتم تو زمین) رین:انقد ارزش بازی کردن نداری که حتی نمیخوام کفشامو خاکی کنم.
*سوت
از همون اول رین با مهارتش خیلی خوب داشا پیش میرفت. بعداز چند دقیقه گل اول رو رین زد. رین:از اون چیزی که فک میکردم ضعیف تری. ا.ت:*پوکر فیس.
خلاصه بعد از³ گلی که رین زد همه فک میکردن داره برنده میشه. ا.ت هم هنوز ²تا گل زده بود و ²⁵دقیقه از بازی مونده بود. رین:واقعا که قابل تاسفه (درست نوشتم؟؟) که همچین بازیکن ضعیفی رو آوردن بلولاک. ا.ت:*خنده آروم ولی ترسناک*فکر کنم هنوز نمیدونی که ..من هنوز بازی رو شروع نکردم. و با یه سرعت فوقالعاده توپ رو از رین قاپید.
#بلولاک
#قفل_ابی
#سناریو
#انیمه
*سوت
از همون اول رین با مهارتش خیلی خوب داشا پیش میرفت. بعداز چند دقیقه گل اول رو رین زد. رین:از اون چیزی که فک میکردم ضعیف تری. ا.ت:*پوکر فیس.
خلاصه بعد از³ گلی که رین زد همه فک میکردن داره برنده میشه. ا.ت هم هنوز ²تا گل زده بود و ²⁵دقیقه از بازی مونده بود. رین:واقعا که قابل تاسفه (درست نوشتم؟؟) که همچین بازیکن ضعیفی رو آوردن بلولاک. ا.ت:*خنده آروم ولی ترسناک*فکر کنم هنوز نمیدونی که ..من هنوز بازی رو شروع نکردم. و با یه سرعت فوقالعاده توپ رو از رین قاپید.
#بلولاک
#قفل_ابی
#سناریو
#انیمه
- ۶۳۱
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط