میگفت که:

میگفت که:
من دست برنداشتم...
کنار اومدم...
دیدگاه ها (۳)

روزهایی که بی ‌#تو می‌گذردگرچه با یاد توست ثانیه‌هاشآرزو باز...

در اولین دیدار همبوی جنون آمد ز #تووقتی نشستی اندکینزدیک‌تر ...

من از مهری که دارم برنگردم ...#سعدی

۸۷۸دفترچه تلفن من پر از اسم های جور واجوره!اما وقتی دنبال کس...

I never stopped loving you, I just stopped showing it.من هیچ...

او میگفت ما طاقت تماشای کسی را کنار یکدیگر نداریم اما رفت و ...

میگفت‌ :چادر دست و پاگیرهراست می‌گفت..!دست منو خیلی جاها گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط