استاد جذاب من ) )ლ( پارت 121 `ლ
استاد جذاب من ) )ლ( پارت 121 `ლ
جیمین : خانم کانگ مگه با تو نیستم روی زمین سرد نشین مریض میشی
در ذهنش تکرار کرد ٫٫ این دفعه خیلی واضحه انگار واقعا پشته سرم ایستاده نه ٫٫ جرعت اش را نداشت که به پشته سرش نگاه بیاندازد نمیخواست باور کنه که اون اومده تا اینکه دستی بر روی شانه اش گذاشته شد ضربانش قلبش بالا رفت دست و پاهایش میلرزیدن تا اینکه جیمینی که بعد از چهار سال به دیدنش آمده بود روی شن ها کنارش نشست دختره هنوزم بهش نگاه نمیکرد تا اینکه جیمین شونه هایش را گرفت و به طرف خودش برگردوندش توی چشم هایش نگاه کرد همان چشم ها بودن همان صورت لب ها پیشانی، با دست هایش صورت دختره رو قاب کرد
جیمین : گل برفی من
دیگر طاقت نگه داشتن بغضش را نداشت اشک هایش گونه هایش را خیس کردن تمام این مدت منتظرش بود سال ها در غصه جون داد شب ها با گریه میخوابید، هیچ جوره نمیتونست اشک هایش را نگه داره با گریه و درد دلش لب زد ات : برگشتی جیمینم بگو این یه خواب نیست
با اطمینان جواب داد جیمین : خواب نیست اومدم دیگه هیچوقت ولت نمیکنم
با گریه به آغوشی که سال ها منتظرش بود رفت تویه آغوش گرم و داغ جیمین رفت سرش را به سینه عشقش تکیه داد هیچ حرفی نمیزد فقط صدای گریه های آن دختر بود که انتظار عشقش را کشیده بود در آن هوای سرد برفی اون آغوش برایش گرم ترین جای دنیا بود
ثانیه ها تبدیل به دقیقه شدن و دقیقه ها پشته هم طی شدن وای ذره ای از فشار بازو های جیمین دورش کم نشد حالا ات به خودش آمده بود اما جیمین بود هنوزم دلتنگی اش رفع نشده بود اگه پر و خالی شدن قفسه سینه هایش نبود شاید میشه گفت اون یخ زده بود خشک شده بود فقط اینطوری میشد اون حجم از بی حرکتی رو توجیه کرد اون دونفر به شدت دلتنگ هم بودن انگشتانش رو از میون کف دست هایش سر داد و لای انگشت های ات قفل کرد اون هم با دلتنگی چهار سال خودش رو بیشتر در آغوش گرمش جا داد
تا اینکه صدای ضعیف و بغض مانند دختر به گوش خورد
ات : پایانه.. ما خوشه نه
جیمین با صدای آرامش بخشی نجوا کرد جیمین : این یک پایان نیست بلکه یک شروعه
٫٫پایان داستان استاد جذاب من ٫٫
از اونایی که تا آخر داستان همراهم بودن و حمایت کردن به شدت تشکر میکنم و خیلی ازشون ممنونم این داستان رو خیلی دوست داشتم امیدوارم شما هم لذت برده باشید
تا فیک بعدی جیمین مطمئنم دلتنگ فیک های جیمین که من میزارم میشید
گلاب به روی ماه تون o((*^▽^*))o
جیمین : خانم کانگ مگه با تو نیستم روی زمین سرد نشین مریض میشی
در ذهنش تکرار کرد ٫٫ این دفعه خیلی واضحه انگار واقعا پشته سرم ایستاده نه ٫٫ جرعت اش را نداشت که به پشته سرش نگاه بیاندازد نمیخواست باور کنه که اون اومده تا اینکه دستی بر روی شانه اش گذاشته شد ضربانش قلبش بالا رفت دست و پاهایش میلرزیدن تا اینکه جیمینی که بعد از چهار سال به دیدنش آمده بود روی شن ها کنارش نشست دختره هنوزم بهش نگاه نمیکرد تا اینکه جیمین شونه هایش را گرفت و به طرف خودش برگردوندش توی چشم هایش نگاه کرد همان چشم ها بودن همان صورت لب ها پیشانی، با دست هایش صورت دختره رو قاب کرد
جیمین : گل برفی من
دیگر طاقت نگه داشتن بغضش را نداشت اشک هایش گونه هایش را خیس کردن تمام این مدت منتظرش بود سال ها در غصه جون داد شب ها با گریه میخوابید، هیچ جوره نمیتونست اشک هایش را نگه داره با گریه و درد دلش لب زد ات : برگشتی جیمینم بگو این یه خواب نیست
با اطمینان جواب داد جیمین : خواب نیست اومدم دیگه هیچوقت ولت نمیکنم
با گریه به آغوشی که سال ها منتظرش بود رفت تویه آغوش گرم و داغ جیمین رفت سرش را به سینه عشقش تکیه داد هیچ حرفی نمیزد فقط صدای گریه های آن دختر بود که انتظار عشقش را کشیده بود در آن هوای سرد برفی اون آغوش برایش گرم ترین جای دنیا بود
ثانیه ها تبدیل به دقیقه شدن و دقیقه ها پشته هم طی شدن وای ذره ای از فشار بازو های جیمین دورش کم نشد حالا ات به خودش آمده بود اما جیمین بود هنوزم دلتنگی اش رفع نشده بود اگه پر و خالی شدن قفسه سینه هایش نبود شاید میشه گفت اون یخ زده بود خشک شده بود فقط اینطوری میشد اون حجم از بی حرکتی رو توجیه کرد اون دونفر به شدت دلتنگ هم بودن انگشتانش رو از میون کف دست هایش سر داد و لای انگشت های ات قفل کرد اون هم با دلتنگی چهار سال خودش رو بیشتر در آغوش گرمش جا داد
تا اینکه صدای ضعیف و بغض مانند دختر به گوش خورد
ات : پایانه.. ما خوشه نه
جیمین با صدای آرامش بخشی نجوا کرد جیمین : این یک پایان نیست بلکه یک شروعه
٫٫پایان داستان استاد جذاب من ٫٫
از اونایی که تا آخر داستان همراهم بودن و حمایت کردن به شدت تشکر میکنم و خیلی ازشون ممنونم این داستان رو خیلی دوست داشتم امیدوارم شما هم لذت برده باشید
تا فیک بعدی جیمین مطمئنم دلتنگ فیک های جیمین که من میزارم میشید
گلاب به روی ماه تون o((*^▽^*))o
- ۲۶.۰k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط