در اولینْ دیدار هم، بویِ جنون آمد ز تو

در اولینْ دیدار هم، بویِ جنون آمد ز تو
وقتی نشستی اندکی...نزدیک‌تر، دیوانه جان!
.
چون می‌نشستی پیش من، گفتم که اینک خویشِ من
ای آشنا در چشمِ من، با یک نظر...دیوانه جان
.
ما وصل را، با واژه‌هایی تازه معنا می‌کنیم
روزی بیامیزیم اگر...با یکدگر، دیوانه جان
.
تا چاربند عقل را ویران کنی، اینگونه شو:
دیوانه خو، دیوانه دل، دیوانه سر، دیوانه جان!!! .

ای حاصلِ ضربِ جنون، در جانِ جانِ جانِ من
دیوانه در دیوانگی، دیوانه در دیوانه جان
.
هم عشق از آنسویِ دگر، سوی جنونت می‌کشد
گیرم که عاقل هم شدی! زین رهگذر دیوانه جان... .

یا عقل را نابود کن، یا با جنونِ خود بمیر
در عشق هم، یا با سپر، یا بر سپر، دیوانه جان
.
دیدگاه ها (۳)

ما وصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم روزی بیامیزیم اگر ب...

-تا چاربند عقل را ویران کنی اینگونه شو؛دیوانه خوددیوانه دلدی...

تا چاربند عقل را ویران کنی این‌گونه شو دیوانه خو، دیوانه دل،...

تا چاربند عقل را ویران کنی این‌گونه شو: دیوانه خو، ...

تا چاربند عقل را ویران کنی اینگونه شودیوانه خود دیوانه دل دی...

‍ آخ دوستت دارم ولی اصلاً نمی‌دانم چرا؟آه! این بی‌پاسخی دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط