خاطرات یک آرمی فصل پارت

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۳۵




ته: مگه چیشده؟ دربیار کلاهتو دیگه!
هولی شتتتتت!
(وانی تو کی انقدر بدشانس بودی من یادم نبود؟!) تیانا نظرت چیه امشب بذارم یه ماشین زیرت کنه؟؟؟؟ (حوصله داریااا! من فراری دوس دارم!) فراری زیرت کنه؟! (آره رنگش هم مشکی باشه! از اونا که صدای گازش مثه لالاییه!!) باشه گلم چیزه دیگه میخوای؟! (نه همینا کافیه!)
+خب میگم من برم بخوابم بهتر نی؟!
کوک: خب چرا کلاهتو درمیاری؟
+تراشیدم
نامجون: چی‌رو؟
+موهارو
اعضا: چییییییییی؟؟؟؟؟
+نمیخواستم بگم‌هاا! ولی خب مخفی کاری تو مرام ما نی!
شوگا: دقیقا چیکا کردی؟!؟!؟!
کلاهمو درآوردم و نشونشون دادم! با درآوردن کلاهم همزمان مقداری از موهام تو صورتم ریخت! باز شکله یک پسره جذاب شدم! حتی با اون لباس!!! جووون، من آینه موخاااام!
اعضا چند دیقه با شوک به صورتم خیره نگاه میکردن..
خوبه الان فقط موهامو کوتاه کردم! کاره دیگه‌ای میکردم عکس العملشون چی میشد؟!
ته: تو دیوونه‌ای؟؟؟؟؟؟
+نه! فقط جذابم!
جیم: اصلا چطوری یک همچین چیزی به ذهنت رسیده؟
+جو منو خورد..
جیم: شوگا ترجمه کن من نمیفهمم این چی میگهههه!
شوگا: هیچی فقط داره میگه جو گرفته بودتش!
جی‌هوپ: جو دیگه در این حدددد؟؟؟؟
+آره! سرنوشت خیلی گند میزنه به آدم! خیلیی لامذهب....
کوک: اههه! الکی تقصیره این و اون ننداز! تو با اجازه کی زدی اون همه مو رو؟
+وااا! با اجازه ی خودم
ته: از کی تا حالا اجازه‌ی شما دست خودتونه؟
+از زمانی که یادم بوده..
نامجون: بچه‌ها حالا عیبی نداره که.. بنظرم بهش میاد!
شوگا: یعنی چی بهش میاد نامجون؟؟؟؟؟؟ زده بگا داده موهاشوووو! (اه شوگیییی! جلو برابچ ریدر زشته..)
+حالا خوبه آدم نکشتم‌هاا! بلند میشن خودشون
ته: حالا چه گندکاری کردی که لالیسا بهت زنگ زده بود؟
+هیچی.. صبحی بهش شماره‌مو داده بودم! البته من که نه! مانی داده بود...
شوگا: مانی دیگه سگ کیه؟!
+اوه‌اوه! چرا انقدر جو رو سنگین میکنین؟! آقا باشه یه گوهی خوردم دیگه نمیخورم!
شوگا: نه جان من کناره گوهی که خوردی سالاد هم بخور!
+توبه استخفرالله!
ته: نپیچون! مانی کودوم بیکاریه؟!
+منم دیگه!!!!
اعضا با چشمای پره تاسف سرتا پامو برانداز کردن .. اوخی هر روز به عقل من شک میکنن! هییی.. هر روز و هرشب!
+این آقایه خوشمل که میبیند آقا مانی تشریف دارن!
ته با لحن مسخره‌ای از جاش بلند شد
ته: بابا جم کنین من رفتم!
خواست بره که دوباره برگشت سمتم
ته: ازت قطع امید کردم بخداااا!!! این چه وضعیه ما هر روز با تو داریم؟؟؟ نمیشه واقعا تو یه بار تو زندگیت هیج غلطی نکنی مثه آدم یه جا بتمرگی؟؟؟
+خب آخه تمرگیدن‌ام نمیادددد!
ته: خدااااایاااا منو بکششششش!
جین: حالا بسه دیگه ته!
ته: به مادرم قسم از کارای این داره گریه‌ام میگیره!!! غلط کردم عاشق شدم!!!
.....
.
‌.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۴۸)

هفت معشوقه فصل ۱ پارت ۱(اسم فیک از: @aarmy 🙃❤)(آخر واسه شخصی...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۳۶ته: به مادرم قسم از کارای این دا...

فیک جدید😅

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۳۴(بچه‌ها تمام کامنتاتون رو میخونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط