#درخواستی
#درخواستی
از سونگمین هم بنویس وقتی داری ارایشتو پاک میکنی و میخواین بخوابین(یه خواب ساده بخدا😂)
☆
♡
🌛
(خواب شیطنت)
تازه از مهمونی برگشته بودید مهمونی خانوادگی بود و خسته بودید لباست رو عوض کردی از خستگی رویه تخت نشستی که سونگمین اومد و فکر کرد از حال رفتی «تاگی؟» با خستگی جواب دادی «هوم» نفسی راحت کشید «فکر کردم از حال رفتی» نزدیک شد و کنارت دراز کشید و گردنتو نرم بوسید و مک زد
و تو خندیدی «هی خسته ام» که فاصله گرفت آرایشتو پاک کن تا منم حموم میرم» که لبخند زدی و رفتی رویه میز نشستی و پد آرایستو برداشتی و پاک کردی که سونگمین بیرون اومد و بهت خیره شد حوله دور کمرش بود و داشت موهاشو خشک میکرد و سمتت اومد و گونه ات رو نرم بوسید «همسر قشنگ من بدون آرایش برای من جذابتره » که لبخند زدی و کرم مرتوبه کننده رو زدی و روبه سونگمین کردی داشت موهاشو خشک میکرد و بهش کرم زدی تا صورت نرمش خشک نشه و سونگمین کمی بچه بازی در آورد و کمرتو گرفت که باعث شد رویه پاه هاش بشینی و بعد سرشو گذاشت رویه شانه ات و لبخند زد «عاشق این کارهاتم و عاشق خودتم» که لبخند زدی «منم عاشق تم پاپی من» بعد از این لباس هاتون رو پوشیدید و دراز کشید پشت به سینه پهن دوست پسرت چسپاندی و اون تا به خواب رفتی کمرتو نوازش کرد و زمزمه های عاشقانه میکرد به خواب رفتی و پاپی هم کنار خودت به خواب رفت در ان شب تابستانی و گرم در آغوش نرمش
چطور بود؟ دوست داشتید؟ حتما نظر بدید و لایک کنید 👩❤️👨✨🌛🌼
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#درخواستی#استری کیدز #سونگمین #عاشقانه#سناریو#درخواستی
از سونگمین هم بنویس وقتی داری ارایشتو پاک میکنی و میخواین بخوابین(یه خواب ساده بخدا😂)
☆
♡
🌛
(خواب شیطنت)
تازه از مهمونی برگشته بودید مهمونی خانوادگی بود و خسته بودید لباست رو عوض کردی از خستگی رویه تخت نشستی که سونگمین اومد و فکر کرد از حال رفتی «تاگی؟» با خستگی جواب دادی «هوم» نفسی راحت کشید «فکر کردم از حال رفتی» نزدیک شد و کنارت دراز کشید و گردنتو نرم بوسید و مک زد
و تو خندیدی «هی خسته ام» که فاصله گرفت آرایشتو پاک کن تا منم حموم میرم» که لبخند زدی و رفتی رویه میز نشستی و پد آرایستو برداشتی و پاک کردی که سونگمین بیرون اومد و بهت خیره شد حوله دور کمرش بود و داشت موهاشو خشک میکرد و سمتت اومد و گونه ات رو نرم بوسید «همسر قشنگ من بدون آرایش برای من جذابتره » که لبخند زدی و کرم مرتوبه کننده رو زدی و روبه سونگمین کردی داشت موهاشو خشک میکرد و بهش کرم زدی تا صورت نرمش خشک نشه و سونگمین کمی بچه بازی در آورد و کمرتو گرفت که باعث شد رویه پاه هاش بشینی و بعد سرشو گذاشت رویه شانه ات و لبخند زد «عاشق این کارهاتم و عاشق خودتم» که لبخند زدی «منم عاشق تم پاپی من» بعد از این لباس هاتون رو پوشیدید و دراز کشید پشت به سینه پهن دوست پسرت چسپاندی و اون تا به خواب رفتی کمرتو نوازش کرد و زمزمه های عاشقانه میکرد به خواب رفتی و پاپی هم کنار خودت به خواب رفت در ان شب تابستانی و گرم در آغوش نرمش
چطور بود؟ دوست داشتید؟ حتما نظر بدید و لایک کنید 👩❤️👨✨🌛🌼
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#درخواستی#استری کیدز #سونگمین #عاشقانه#سناریو#درخواستی
- ۳۸۲
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط