روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت

روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت

لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفـــت

بــنــــویــسید از اغوش خدا آمده بــود

هیچ کس هیچ نفهمید که چرا امده بود

بـنــویسید نفهمیــد کســــی دردش را

هیچ کس درک نـــمی کرد رخ زردش را

بنویسیدکه یک عمر کسی را کم داشت

در نـــگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت

بــنـــویــسید هــــوای دل او ابـــــری بـــود

بنوسید که اسطوری بـــــی صبـــری بود

بنوسید پرش لحظه پــــرواز شــــکست

بنوسید دلـــش را به دل پــیچک بست

روی قبرم بنــوسید دلی عاشق داشت

دور تا دور دلش یاس واقاقی می کاشت

رج به رج فرش دلش راگره باخون می زد

شهرتش طعنه به رسوایی مجنون میزد

بنوسید که با عدل جهان مساله داشت

بنوسید که از عالم و ادم گله داشت

شعر جانسوزی اگه گفت همه از دل بود

بــنــوسید که او پـای دلش در گـــل بود

بنوسید که پروانه صفت سوخت پرش

بنوسید غمی بود به چشمان ترش

بنوسید که همواره غمی پنهان داشت

بنوسید به تقدیر وقضا ایمان داشـــت

بنوسید جوان رفت وکهنسال نبـود

بنوسید اگر حرف نــــزد لال نبــــود
دیدگاه ها (۱۰)

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

روی قبرم بنویسید....... کسی بود که رفت.... لحظه ای از غم ایا...

روی قبرم بنویسید:.....کسی بودکه رفت،لحظه ای ازغم ایام نیاسود...

روی قبرم بنویسید..از آغوش خدا آمده بود...هیچکس هیچ نفهمید چر...

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت... لحظه ای از غم ایام نی...

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت... لحظه ای از غم ایام نی...

روی قبرم بنویسید... کسی بود که رفت... لحظه ای از غم ایام نی...

روی قبرم بنویسید ,,کسی بود که رفت,, لحظه ای از غم ایام نیاس...

روی قبرم بنویسیدکسی بود که رفتلحظه ای از غم عالم نیاسود که ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط