دوستت دارم..چرایش پای تو،

دوستت دارم..چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو
دیدگاه ها (۱)

تمام کوچه را رفتم شبی بازو به بازویتدلم می‌خواست خان باشی و ...

نِعمَــــت آسمــان فَقــــط بـــاران نیست!

عشق یعنی باتوگشتن همکلامعشق یعنی انتظاریک سلامعشق یعنی دست ه...

اگر در خانه قلب تو مهمانم٬ دعایم کناگر هر لحظه در یاد تو می‌...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

.دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از ...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

دوستت دارم..چرایش پای تو، ممکنش کردم،محالش پای تو میگریزی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط