مثلا گیج و بیخبر از خواب بلند شوی رادیو را روشن کنی

‌ ‌مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنوی: «خبری نیست، پا روی پا بیندازید، چایتان را بنوشید، به موزیک‌های آرام گوش کنید، کتاب بخوانید، عاشق باشید و غمتان نباشد؛ قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفتد...»
مثلا روزت را با صدای آواز گنجشک‌ها و شیطنت‌های ابرها و آفتاب شروع کنی.
مثلا چشم باز کنی و همه چیز خوب باشد، مثلا هیچ روزنه‌ای برای نگرانی نباشد و زمین سیاره‌ی آرام و دنجی شده باشد برای زیستن...

#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۴)

‌‌ از خونه من، پنجره های خونه روبرویی دیده میشه. مثلا طبقه س...

اگر می‌توانستم به گذشته‌های خودم برگردم!دست خودم را می‌گرفتم...

‌ ‌شب عروسی بابای نسرین یه دفترچه تک برگی آورد داد دستم. گفت...

‌ برای او فرقی نمی‌کرد که فردا یا یک ساعت دیگر قرار بود چه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط