مثل شربتهای تلخ کودکیهایم شدی

مثل شربتهای تلخ کودکیهایم شدی
ناگوارایی ولی من را مداوا می کنی

#سلمان_شاکری
دیدگاه ها (۱)

جمع ما همواره در تلطیف و شادی ضرب بودتا که از دستان من دستان...

من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شودتو را ادامه می دهم همین...

زیر #لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهد این عجب نقطه ی #خال تو به ...

گوشه گیران زود در دلها تصرف می کنند بیشتر دل می برد خالی که...

به.عشق.پدر.پدراست که بودنش هردرد را مداوا می سازد...🫀👑#پدر #...

گل اشکم شبی وا می شد ای کاشهمه دردم مداوا می شد ای کاشبه هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط