میخوای خیس خیس بری

-میخوای خیس خیس بری؟

ویو جونگکوک
ولش کردم
-برو خودتو خشک کن بعد... عجله نکن
÷چشم
رفت بیرون چقدر کله شق و تخس...خنده ای کردم و رفتم سمت اتاق جیمین صدای ناله و داد میومد صدای ناله ی آت بود!! یا خدا فک کنم...نه امکان ندارع...چرا داره پس چیه نههه جیمین داره آت و حامله می‌کنه؟نه بابا اشتباهه
+ عاححح آرومتر دردم میادددد
=الان تموم میشعععع

پس امکان داره...
+ نه نه بسه خالی نکنننن میسوزهعه

نهههه من نمیخوام حامله بشه حوصله بردار زاده ندارممم با لگد رفتم تو در که دیدم آت لباسشو داده بالا و جیمین داره به زخماش پماد میزنع
=چته پسر؟
-هی شما دوتا...فک کردید خرم؟چیکار می‌کردید ها؟
چی؟
بالش و به سمتم پرت کرد
+ منحرف بدبخت نگا زخمامو داره پماد میزنع کوری.؟
-پس چرا نال.ه میکردی و میگفتی خالی نکنه منظورت چی بود پسسس
+ چون می‌سوخت با سرب بدنمو به فا.ک دادین ارباب جان بعدشم منظورم این بود پماد و خالی نکنه تو زخمم بدنم میسوزع.

=اره...تو داشتی به چی فک می‌کردی جونگکوکککک
دیدگاه ها (۱۴)

ویو جونگکوک زبونم و تو لپم فرو کردم-ولی من که دیروز محکم نزد...

ویو آتبغضم گرفت م..من برده نیستم -هستی هستییی اتتتت (عربدع)ج...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۴۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط