نمیشود که شوی یک دمی فراموشم

نمیشود که شوی یک دمی فراموشم
تویی که شهد لبت با ترانه مینوشم

برای از تو نوشتن همیشه کم دارم
برای از تو سرودن همیشه میکوشم

تو شهد آب حیاتی که بی تو می میرم
تو سکر جام شرابی که با تو میجوشم

حکایت من و خواجه تفَال و غزلست
همو که داد ز غصه ،نجاتمان ،دوشم

همیشه طفل دبستان خط لب هاشم
همیشه آرش عشق کمان ابروشـم

عجب مدار پلنگی به چنگ ،آهو داشت
عجیب این که پلنگی به چنگ آهوشم

همیشه در دل خود جاودانه می سوزم
اگر چو آتش زرتشت سرد و خاموشم

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم
هـنوز پـیرهنم را نشـسته می پوشم
دیدگاه ها (۱)

نمیشود که شوی یک دمی  فراموشمتویی که  شهد لبت  با   ترانه  م...

هر شب به یادت پیک های شعر مینوشمعکس تو را همواره میگیرم در آ...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

سر از دست‌دادیم،سرور از دست دادیم تو علی بودی‌،پس پدر از دس...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

#حس‌خوب🍂🍊🍁#پاییز که می‌رسد، برگها می‌رقصندو باد می‌‌خندد،انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط