دلم در عشق تو دیوانه شد

دلم در عشق تو دیوانه شد
تو را دید و دگر با خویش هم بیگانه شد
کنون ناچار به تنها مانده است او
یکی آباد شهری بود که حال ویرانه شد
دیدگاه ها (۱۳)

به اندازه یک همنشینی ساده،روی صندلی رو به روی من،در همین کاف...

در #آغوش بگیر

┄┅┄┅┄ ❥❤ ❥ ┄┅┄┅┄تــو تنهــایی هــاتُ بــزار رو دوشـــ مـن💋 ✨...

گوشتٌ بیأر جلو دوستت دأرم عزیزم💋 این یہـ رأز بود؟عأره ، از ا...

ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساختویرانه نه آن است که فرهاد ...

ای زِ تو صد کام دلم یافتهمی‌طلبد دل زِ تو کامی دگر... #عاشقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط