تبعیدی ام از اشتیاق گندم چشمت

تبعیدی ام از اشتیاق گندم چشمت
عاشق ترین مردم به فصل پنجم چشمت

فنجان قهوه ای چشمهای تو
تعبیر فردای روشن در خم چشمت

بوسیدم از چشمت تو گفتی دور خواهی شد
آتش گرفتم از سکوت هیزم چشمت

از زیر خط پلک خیست چشمه جاری شد
بستی مسیر گریه را با اهرم چشمت

حالا تو رفتی با خودت بردی نگاهت را
مجموعه ای از خاطراتم ، آلبوم چشمت
دیدگاه ها (۳)

میترا داودی نیا

شاید کمی طولانی باشد ولی خیلی زیباست.یا علیاشک می‌بارید از چ...

یوسف محمدی شاعر کرمانشاهی

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط