" راه خیانت"

" راه خیانت"

پارت8

که...
هوس سیگار کردم پاشدم
جولیا:ا/ت داری چیکار میکنی؟
ا/ت:سیگار میارم
رفتم سمته پاتختیم کشوی شو باز کردم که...
بله یه بسته سیگارم تموم شده بود
ا/ت:ایی الان چیکار کنم سیگارم تموم شده
جولیا تو سیگارتو نیاوردی؟
جولیا:نه یادم رفت
ا/ت:پس پاشو میریم میخریم
جولیا:ا/ت چرند نگو ساعت دونیم شبه
ا/ت:خب با ماشین میریم دیگه پاشو اگه نمیای خودم میرم
جولیا:نه نههه میام فقط همینجوری بریم؟
ا/ت:نه پاشو دیگه
جولیا:ولی من لباس نیاوردم
ا/ت:لباسای منو بپوش
ویو ا/ت
با جولیا حاضر شدیم پاشدیم خیلی اروم در عمارت و باز کردیم و رفتیم بیرون و سوار ماشینم شدیم و راه افتادیم
ویو کوک
اوف حوصلم پوکید چیکار کنم اها به جیمین زنگ میزنم گوشیمو برداشتم به جیمین زنگ زدم

" تماس"

کوک:الو جیمین داداش خواب بودی؟؟؟
جیمین:نه بابا چه خوابی تو خونه حوصلم سر رفته
کوک:ای اره منم....
میگم بیا بریم بیرون
جیمین:کوک چی میگی ساعت دونیم شب؟؟
کوک:اره دیگه خواهشششششششش
جیمین:باشه بابا فقط بیا دنبالم
کوک:باشه

" پایان تماس "

پاشدم یه لباس ساده مشکی پوشیدم خیلی اروم رفتم بیرون و ماشینمو روشن کردم و راه افتادم
رفتم دنبال جیمین و سوار ماشین شد
جیمین:اوف کوک از دست کارای تو حالا کجا بریم؟
کوک:بریم سوجو بخوریم(:
جیمین:باشه پس بریم
با جیمین رفتیم فقط یه فروشگاه باز بود سوجو گرفتیم نشستیم

ویوا/ت
با جولیا رفتیم دو بسته سیگار خریدیم
جولیا:ا/ت بریم سوجو بخوریم
ا/ت:باشه اگه میخوای میریم
ماشینمو پارک کردم و با جولیا رفتیم فروشگاه و سوجو گرفتیم نشستیم
همیجوری داشتم سوجو میخوردم که...
دیدگاه ها (۰)

"راه خیانت"پارت9که...کوک و جیمینو دیدم داشتن سوجو میخوردن ول...

"راه خیانت"پارت10جیمین:خب دیگه بیا بریمجولیا:ولی این مرتیکه ...

"راه خیانت"پارت7که...مامانم اومد تو پاشید بیاید پایین مهمونا...

"راه خیانت"پارت6مامان ا/ت:خانواده ی پارک و جئون تو هم به جول...

شوهر اتفاقی

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط