ی

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏𝟗
_
پیرهن خو.نی جونگ کوک که تو چشم میزنخ ا.ت سمت جونگ کوک میدوعه
+جونگ کوکککککک چی شدههه تهیونگ چش شده این خو.نا چیه(جیغ جیغی)
-چیزی نی
^اره داداش چیزی نیست فقط تیر خوردی
-هیششش نترسونش
+تی.ر؟؟؟مگه نگفتی میری شرکتت عررررر
ا.ت همینجوری گریه میکنه
-ا.ت گریه نک.. گریه نکن (صورتش از درد تو هم عه)
+چرا نبردیش بیمارستان(گریههههه)
^نمیشه زن داداش پلیس گیر میده
+خب گیر بده
-چرا جوری رفتار میکنی انگار این چیزا رو ندیدی تو که میدونی پلیسا با مافیا ها مشکل دارن این ادا ها چیه(داد)
+.......
^داداش چرا اینجوری حرف میزنی
-تو..تو ساکت باشش..ایییی شیبال
+خب الان چیکار میکنید(گریهه)
-بابا میگم گریه نکنننننن
^زنگ میزنم به دوستم که دکتره
+اوکی(آروم شده)
+چرا همینجوری سر پا نگهش داشتی بیار بشینه رو مبل
^اوکی
میرن سمت مبل و ته زنگ میزنه به نامجون
+امم من یه سری چیزا بلدم تا نامجون بیاد
^اوکی
ا.ت ز.خم و ضد عفونی میکنه و سعی میکنه با پارچه تمیز جلو خونر.یزی رو بگیره
بعد حدود ۱۰ دیقه گوشی ته زنگ میخوره زنگ میخوره
^کجایی
¥.....
^همون خیابونو بیا پایین من میام دم در
¥.....
^عا اوکی
^من میرم دنبال نامجون
+میخواید من میرم
^نه زن داداش من میرم شما بمون پیشش
+باشه
جونگ کوک چشماشو بسته و ا.ت خیره بهشه
-چرا بغض کردی؟
+هیچی
-ببخشید ا.ت
+ها...واسه چی
-میدونم ناراحت شدی
+اشکال نداره درد داری
-هوممم دستتو میدی بهم
+عا اره هر وقت درد داشتی فشارش بده هر چقدرم محکم فشارش بدم مهم نیس
در بازی میشه
¥سلام
-به به آقا نامجون
¥چه بلایی سر خودت آوردی مرد؟
-هومم همون چیزای همیشگی
+سلام
¥آممم سلام جونگ کوک معرفی نمیکنی
^ینی میخوای بگی در مورد زن داداش نشنیدی؟
¥اوهههه ببخشید نشناختم
+نه اوکیه
¥زن داداش تگه اسمتون رو میگید
-پار....
+من جئون ا.تم
جونگ کوک لبخندی روی لبش میاد
¥خوشبختم منم نامجونم پسر دایی جونگ کوک بهم آر ام هم میگن
+خشوقتم
¥شما از خانواده پارکید درس.....
+ببخشید ولی میشه اول به زخم جونگ کوک رسیدگی کنی
¥اوه بله
نامجون میشینه جلوی جونگ کوک ا.تم که بغلش نشسته و دستشو گرفته
+هر موقع درد داشتی دستمو فشار بده(زمزمه جوری که جونگ کوک بشنوه)
¥مام داریم میشنویما
میزنن زیر خنده
-سرت تو کار خودت باشه (با خنده)
¥چشم(خنده)
خب نامجون کارا رو میکنع
¥آمم من میرم یه سری دارو بگیرم
+جونگ کوک میشه منم برم
-نه بیرون خطرناکه
+اخه
-نهه
¥چیزی میخواید بگید من خریداری کنم
+آمم یه قرص خاصی رو لازم دارم باید بهتون نسخه بدم اوکیه؟
¥مریضی خاصی دارید؟
+بله من قلبم مشکل داره
^واقعا زنداداش
+بله آمم یه قرص مخصوصه قلبه امویتزازتتزت
¥اوه پس مشکل قلبتون جدی
+بله...آخ
ا.ت دستشو روی سرش میگیره
-ا.ت خوبی.؟؟
+اره فک کنم فشارم افتاده
روی مبل میشینه
¥آم این افت فشار زیاد معمولی نیست اگه اوکی باشید ازتون که آزمایش خون بگیرم
+آزمایششش خو.ننننن
¥بله هر موقع خواستید بیاید پیشم با داداش جونگ کوک من اوکیش کنم
-میایم
¥اوکی
خب نامجون میره دارو هارو میگیره یه سرم واسه جونگ کوک وصل میکنه
¥زن داداش خوب مراقبت کنید و پانسمانش رو عوض کنید
+باشه حتما
//سه روز بعد//
توی این چند روز ا.ت خیلی از جونگ کوک مراقبت کرده و نذاشته جونگ کوک حتی به سرکار بره ولی خب امروز جونگ کوک میخواد بپیچه و بره
حدود ساعت ۶ صبح:
-خب همه چیم ورداشتم امم اها یه چی یادم رفت(آروم)
یه برگه ور میداره و روی اون برای ا.ت مینویسه رفته و کلی عذر خواهی میکنخ
جونگ کوک به سمت ا.ت میده برگه رو روی میز کنار تخت روی گوشیش میزاره و سر ا.ت و میبوسه و میره
دو سه ساعت بعد حدود ساعت ۹
+هعییییی نام نام
چشماشو یکم وا میکنه و با جونگ کوکی که نیست مواجه میشه با تعجب بلند میشه و کل اتاقو نگاه میکنه از تخت پایین میاد و کل خونه رو میگرده وقتی میبینه نیست تصمیم میگیره بهش زنگ بزنه سمت گوشیش میره و با نامه رو به رو میشه
سلام دلبر خانوم
توی شرکت وضع خوب نیست میدونم قول داده بودم استراحت کنم ولی آقا دیوه باید بره ببخشید از قبل بهت نگفتم دوست دارم
.آقا دیوه
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱۵)

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟎.آقا دیوها.ت نامه رو میخونه و عص...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟏_-خب بفرما خانوم ا.ت اینم آبمیوه...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟖+مرسی ته^خواهش میکنم زن داداش مرا...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟕_ و با تموم وجودم اشک ریختم که.....

سلام سیسی ها میخوام فیک بنویسم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط