از تبار #عشق بود زنی که تار تار گیسوان رهایش در #باد در #سیاهی روزهای جوانی اش #سفید شده بود #زنی که "در سینه اش مترسکی کاشته بود" و گوش تنهایی اش پر بود از جیغ کلاغ های #شوم @d_f ✍