تو رو دیدم انگار دلم لرزیدو واس اولین بار از ته دل خندی

تو رو دیدم انگار دلم لرزیدو! واس اولین بار از ته دل خندیدو! با خودم گفتم دیگه تنهاییام تموم با خودم گفتم ارع خدا من همونه! همون دیوونه ای که حالمو عوض کنه!
دیدگاه ها (۰)

کلافه و بی حس و حال نشسته تو کنج اتاق! ++

بیا این تن خسته و درمونش کن! ++

دم عید که میشه همه دنبال تازع کردن و نو کردن وسایل و تمیز کر...

عین بچه ای که فقط تو بغل مامانش خوابش میبرع و آرامش فقط آغوش...

اینجارو بخون

رمان در میان موهای نقره ای«پارت اول»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط