نمی دانم این عطر خاص

نمی دانم این عطر خاص
که مخصوص توست
چگونه هر شب
تمام تنم را تسخیر می کند
با اینکه کنارم نیستی
اما گویی
آن دور دست ها
همان جایی که شبها خدا مهمانت می شود
وقتی که میخوابی
مرا سفت، در آغوش می کشی
دیدگاه ها (۱۲)

جان دلم...به تو قول میدهم داغ جداییمان را روی دل تک تک حسود ...

وعد گتلک أحبک تشهد الروحویشهدلک جفن عینی ونظرهاگلبی بس إلک ی...

امـشـبـــــــمیخـاهم "عشــق" باشدولبخنـدی ڪههدیـه لبهــایِ ت...

همیشه دوستت داشتماز همان روز اول انگار برایم آشنایی بودیهمیش...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که حتی امید را هم فراموش می‌کند؛...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط