احوال من مپرس، که با صد هزار درد

احوال من مپرس، که با صد هزار درد
می‌بایدم به درد دل دیگران رسید

صائب
دیدگاه ها (۴)

خلاقیت در یادآوریِ اسراف"یونیسف"

تاریک و تهی پشت و پس آینه ماندیمهر چند که همسایهٔ آن چشمهٔ ن...

ببار ای آسمان امشبکه قلبم باز بی تاب استنه روز آرامشی در دِل...

روی ویترین یک کتابفروشی در شهر رم نوشته شده: "همه عشقی چون ر...

با صد گله از درد فراق تو، خموش است گر هیچ ندارد دل من، حوصله...

از پیش ما ناگفته سخن می گذری صد بوسه به دل دارم صد قصه بلا💔

درد دل با کس نگفتم ، درد من گفتن نداشت ؛خنده بر لب می‌زدم هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط