با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۳۱)

در این دنیا اگر غم هستصبوری کن خدا هم هستاگر دشمن کنارت هستم...

#طبیعت#والپیپر

هنوز وقت هست، تا دیر نشده باید فکری کرد .. سقفی در حال ریختن...

پر از جنونم و حرفی برای گفتن نیستکسی شریک‌ سکوت شبانه ی من ن...

﷽#مولای‌من🥀با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط