سوز دل از ساز دل با راه دل دل را نوشت

سوز دل از ساز دل با راه دل، دل را نوشت
دل به دلدارش رسید با شاه دل، دل را نوشت
ساز دل شد بینوا، دل را بداد از سوز دل
دل نهاد سازدل از ،آن ماه دل ،دل را نوشت
دلبری کرد سوز دل، تا ساز دل آرام نوشت
ساز دل ،دل را به دلدارش چو آه دل را نوشت
تا دلارایی نمود آن سوز دل کز دلبری
چشم خود بست، ساز دل، تا جام دل، دل را نوشت
دیدگاه ها (۵)

باتو امشب ماه من مهتاب را حس میکنم لذت جان بخش لحن آب را حس...

شب که میرسد دݪــ♥️ــمچکه میکند برای توای تو اولین و آخرین وج...

یک نفر هست که ارام کند جانم رااو طبیبیست که ماهر شده درمان...

بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟ راهـیِ یک عشق زیبـا ...

به نام خدا بخش ۳۸ پادشاهی بهرام گور شاهنامه

پارت ۹اوبیتو بعد از آغوش گرمی که 'استاد' به او هدیه داد، احس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط