به تماشای تو که دریمنی ؛می آیم

به تماشای تو که دریمنی ؛می آیم
توکه دوری زمن و پیش منی می آیم

تو که مستوری ودر پوششی از گلهایی
نوعروس گل وباغ وچمنی،می آیم

تو که چون کودکی بوته ی گل می مانی
وصله ی شعر غریب وطنی،می آیم

تو که آغاز من واین همه گل های چمن
تو که آغاز وتمام سخنی،می آیم
به نگاه نگرانم که به دنبال شماست
به تماشای تو که جانان منی می آیم
دیدگاه ها (۱۲)

مطرب عشق عجب ساز و نوایی داردنقش هر نغمه که زد راه به جایی د...

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت..در من غزلی درد کشید و سر...

خوشا شیراز

روی میز...گوشه ی کمد ...یا کنار تخت...قبل رفتن چیزی جا بگذار...

عقیق یمینی

ننه ام گفته که عشقت شده فاش و عَلَنیسَرِ هر کوچه و هر مجلس و...

سلام امیرِ آدینه ها...👌❤🍀

در این پایان بی آغاز....💔

دروداین «احساس بی‌دلیل» یا «لبخند در سکوت» درواقع لحظه‌ای‌ست...

دلاور قره داغی

بلبلی از جلوهٔ گل بی قرار گشت طربناک بفصل بهار در چمن آمد غز...

مهناز الله وردی میگونی

هر کدام از ما در این پهنه‌ی هستی، مسافرانِ جاده‌ای هستیم که ...

آریو همتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط