Otagh baghli
Otagh baghli
Part 31
میخواستم هر چه سریع تر ازش انتقام بگیرم ولی خب منصرف شدم ...
هنوز ی هفته هم از این که برگشتم کره نمیگذره ، نمیخوام انقد زود وارد عمل بشم ، بزار یکم بگذره بعد ....
(۱۰ مین بعد )
دیگه کم کم داشتم به شرکت نزدیک میشدم و سرعتم رو کم میکردم ...
وارد پارکینگ شرکت شدم وماشینم رو پارک کردم و پیاده شدم ..
....
با کت و شلوار مشکی و شیکم و با ابهت همیشگیم به سمت آسانسور شرکت راه افتادم
همه با تحسین و شگفتی داشتن براندازم میکردن البته که من به کتفمم نبود و با نگاه سردم نگاهم رو بینشون میچرخوندم ....
....
به آسانسور که رسیدم دکمه اش رو زدم و منتظر موندم که برسه ...
...
که یهو ...
واقعا ببخشید که این پارت خیلی کم هست و راستش وقت نداشتم بیشتر بنویسم و همین رو هم خیلی سر سری نوشتم و راستی شرط ها هم هنوز نرسیده بود ولی خب گذاشتم ♥️
شرط :۱۱۵ لایک و ۳۲ بازنشر
Part 31
میخواستم هر چه سریع تر ازش انتقام بگیرم ولی خب منصرف شدم ...
هنوز ی هفته هم از این که برگشتم کره نمیگذره ، نمیخوام انقد زود وارد عمل بشم ، بزار یکم بگذره بعد ....
(۱۰ مین بعد )
دیگه کم کم داشتم به شرکت نزدیک میشدم و سرعتم رو کم میکردم ...
وارد پارکینگ شرکت شدم وماشینم رو پارک کردم و پیاده شدم ..
....
با کت و شلوار مشکی و شیکم و با ابهت همیشگیم به سمت آسانسور شرکت راه افتادم
همه با تحسین و شگفتی داشتن براندازم میکردن البته که من به کتفمم نبود و با نگاه سردم نگاهم رو بینشون میچرخوندم ....
....
به آسانسور که رسیدم دکمه اش رو زدم و منتظر موندم که برسه ...
...
که یهو ...
واقعا ببخشید که این پارت خیلی کم هست و راستش وقت نداشتم بیشتر بنویسم و همین رو هم خیلی سر سری نوشتم و راستی شرط ها هم هنوز نرسیده بود ولی خب گذاشتم ♥️
شرط :۱۱۵ لایک و ۳۲ بازنشر
- ۸۶۳
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط